عرزمى را علماء و دانشمندان علم حديث ضعيف دانسته ، حديثش را قبول ندارند و نمىپذيرند ، و چه مىدانيم شايد ضعيف دانستن ، و كنار نهادنش از آن روى باشد كه سيف دروغهاى خود را از قول او روايت كرده است !
اما حكم ، دانشمندان دو نفر را به نام حكم مىشناسند ، يكى بر مسند قضاى كوفه نشسته ، و ديگرى در روايت حديث ، معروف و سرشناس . امام سخن اينجاست كه نمىدانيم كه سيف اينان را ديده و پاس سخن ايشان نشسته و دروغ بر زبانشان نهاده است ، و يا اينكه بدون درك ايشان و شنيدن حديث آنان ، كلامى دروغ بر زبان ايشان نهاده است ! !
در هر صورت ، چه سيف اينان را ديدار كرده و يا نه ، پاس سخن ايشان نشسته باشد يا خير ، در ماهيت موضوع تأثيرى ندارد ، زيرا ما هرگز گناه دروغهاى او را به گردن چنان راويانى نمىگذاريم ، به ويژه اين كه سيف تنها كسى است كه چنان مطالبى را از قول چنان راويانى روايت كرده است .
روايت پنجم خود را سيف از قول عبدالله بن سعيد بن ثابت ، از قول ( مردى ) ! آورده است . كه عبدالله بن سعيد بن ثابت از راويان مخلوق سيف است و ما اين موضوع را در بحثهاى گذشتهء خود گفتهايم . اما آن مرد بىنام و نشان كيست كه عبدالله حديث از او ششنيده و سيف به آن اشاره كرده است تا او را شناسائى كنيم ؟ !
افسانههاى سيف و حقايق تاريخى
سيف در اين روايت پنجگانه بر آن سر است تا ثابت كند كه اهالى مدينه به ويژه مهاجر و انصار از همگامى با سپاه امام ابا ، و از اينكه در كنار اميرالمؤمنين در جنگهاى جمل و صفين شركت نمايند اكراه داشتهانا . و در اين راه با همه علم و اطلاعى كه به دروغ خود دارد سوگند ياد مىكند كه به جز شش يا هفت نفر از رزمندگان جنگ بدر ، در جنگهاى جمل و صفين در كنار امام شركت نكردهاند .
شگفت اينكه سيف به ريا و سالوس براى احتراز از دروغ ، تعداد شركتكنندگان بدريون را در جنگهاى امام بين اعداد شش و هفت نفر محصور ، و با ساختن روايت چهارم و داستان ابوايوب انصارى ، وجود اين اختلاف را توجيه مىكند !
در اينجا ما ناگزيريم تا براى كشف حقيقت ، اخبار و داستانهاى سيف را با وقايع تاريخى ديگران ، و موقعيت اصحاب رسول خدا را با اميرالمؤمنين *