نمايند ، و فضل و رحمت خداى را كه در اين مورد شامل حالشان شده است آنها را بياگاهانى . چه ، اينان مردمى هستند كه اگر فرمانت را جابت كنند به خواستهات رسيدهاى و گرنه ، ما در مورد تو به هيچ روى اختلافى نداريم ، هر زمان كه ما را بخوانى ، سر بر خط فرمانت مىگذاريم ، و به هر چه فرمان دهى ، دست اطاعت بر ديده نهيم .
يعقوبى در تاريخ خود آورده است كه در جنگ صفين به همراهى اميرالمؤمنين على عليه السلام ، هفتاد نفر بدرى ، و هفصتد نفر از بيعتكنندگان شجره ، و چهار صد نفر از ديگر مهاجرين و انصار حضور داشتهاند .
اما در سپاه معاويه به جز « نعمان بن بشير » و « مسلمة بن مخلد » از گروه انصار كسى ديگر وجود نداشت .
مسعودى نيز مىنويسد :
در جنگ صفين از اهالى عراق بيست و پنج هزار نفر كشته شدند كه در ميانشان بيست و پنج نفر بدرى به چشم مىخورد .
آنچه را كه تا به اينجا آورديم ( البته گوشهاى از ) نظرات اصحاب و موضع ايشان در جنگهاى امام عليه السلام بوده است . « 1 » اينك ماجراى كشته شدن « خزيمة بن ثابت انصارى ذوالشهادتين » را در جنگ صفين از نظر مىگذرانيم .
« ابن سعد » در كتاب طبقاتش در شرح حال خزيمهء ذوالشهادتين مىنويسد :
در آن هنگام كه عمار ياسر - در جنگ صفين - كشته شد ، « خزيمة بن ثابت » بيفشاند و سپس بيرون آمد و قدم به ميدان كارزار نهاد و آنقدر جنگيد تا به
هامش
( 1 ) . البته جائى كه طبرى آشكارا از ذكر ماجراى واقعى « ابوذر غفارى » به علت موضعگيرى خاصش نسبت به معاويه و عثمان با جملهء ( كه ما باز گفتن آن را خوش نداريم ) به سادگى مىگذرد و سكوت اختيار مىكند ، مسلّم است كه در اين قبيل موارد او و پيروانش كار را به مسامحه برگذار مىكنند و جز اندكى نمىنويسند . حالا مسأله چهقدر بالا گرفته و ثابت قدمان در خدمت امام چه اندازه ابراز احساسات كردهاند كه جسته گريخته در ميان آن همه فقط به اين مقدار بسنده كردهاند !
مترجم