به ويژه شخص خزيمه ذوالشهادتين در جنگهاى جمل و صفين به شرح زير مورد بحث و تحقيق قرار دهيم .
1 - نظر خزيمه و ديگر اصحاب پيغمبر دربارهء امام به هنگام بيعت
« يعقوبى » در اين مورد در تاريخش چنين مىنويسد :
در آن هنگام كه با على عليه السلام بيعت به عمل آمد ، جمعى از انصار برخاسته سخنانى ايراد كردند . . . آنگاه خزيمة بن ثابت اصنراى ذوالشهادتين برخاست و چنين گفت :
اى ايمرالمؤمنين ! به جز تو هيچ كس شايستهء خلافت بر ما نيست ، و ما به حكومت هيچ كس جز تو سر فرود نخواهيم آورد . و اگر وجدان ما دربارهء تو منصفانه به قضاوت نشيند ، تو پيشتر از همهء مردم ايمان آوردهاى ، و از همهء مردم خداشناستر ، و از همهء مؤمنان به رسول خدا نزديكترى . آنچه همهء مردم دارند ، تو تنها دارى . و آنچه تو دارى ، ديگران از آن محرومند . . .
2 - نظر خزيمه و مردم مدينه در جنگ جمل
« ابن اعثم » در كتاب « فتوح » خود مىنويسد :
چون امام عليه السلام از حركت عايشه از مكه به سوى بصره آگاه گرديد يارانش را فراخواند و چون ايشان حاضر آمدند خطاب به ايشان فرمود :
اى مردم ! خداى تبارك و تعالى قرآن ناطقى در ميان شما برانگيخته است ، هر كس پشت به قرآن كند و آن را واگذارد ، به ورطهء هلاكت افتاده است . نوآورىها ، و امور مشتبه پرتگاههاى نيستى و هلاكتند - و از آن به سلامت نگذرد - مگر كسى كه خدايش از لغزش نگه دارد . چنگ زدن و همگام بودن با حكومت خدائى ، به سود و موجب نجات و سرافرازى شماست . بنابراين فرمانبردار اين حكومت الهى باشيد ، و خود را براى جنگ با گروهى كه به همبستگى و اتحاد شما چشم دوخته ، تفرقه و پراكندگىتان را خواهانند آماده كنيد تا مگر خداوند به وسيلهء شما آنچه را كه اين تبهكاران انجام دادهاند به صلاح آورد . و اين را بدانيد كه صلحه و زبير پشت به يكديگر داده تا خويشاوندانم را بر من بشورانند ، و مردم را به مخالفت و سركشى از فرمانم