تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
اصحاب بدر شركت كرده بودند نه بيش . من - سيفب بن عمر - به عمرو گفتم : سخن تو با « مجالد » در تعداد شركت‌كنندگان بدرى در جنگ جمل اختلاف دارد ؟ عمرو در پاسخم گفت : نه ، اين طور نيست ما با هم اختلافى نداريم ، الا اين‌كه خود ( شعبى ) در شركت ابوايوب انصارى در آن جنگ شك داشت كه آيا پس از اين‌كه ام‌سلمه او را بعد از جنگ صفين به خدمت امام فرستاد ، ابوايوب به خدمت وى رسيده است يا نه ، زيرا ابوايوب وقتى به خدمت امام رسيد كه او در نهروان فرود آمده بود ! و در آخر ، سيف طى روايت پنجمى سخن گذشتهء خود را در بىميلى مردم در نبرد با معاويه ، در افسانهء ( زياد بن حنظله ) صحابى ساختگيش چنين تأكيد مىكند : 5 - و چون زياد سرسنگينى و بىميلى مردم را در نبرد با معاويه مشاهده كرد و امام را بىياور يافت ، به خدمت وى شتافت و گفت : اگر مردم در يارى تو گران‌بار و بىميلند ، ما سبك به ياريت برمىخيزيم ، و پيش رويت با دشمنانت مىجنگيم !

اسناد و راويان افسانهء خزيمه

سيف اولين حديث خود را از قول محمد ، و طلحه نقل كرده است . حالا اين دو راوى سيف - محمد و طلحه - چه‌طور ، و كجا در كنار يكديگر نشسته و با هم سخن گفته‌اند ، خود مطلب جداگانه‌اى است . زيرا همان‌طور كه در پيش گفتيم سيف اين محمد را « محمد بن عبدالله بن سواد نويره » خلق كرده ، در صورتى كه طلحه ، طلحة بن اعلم حنفى و شخصيتى عينى و حقيقى است كه در روستاى « حبّان » رى سكونت داشته ، و راويئى سرشناس و معروف مىباشد . و چنان‌چه موضوع را به پاى خودش هم بگذاريم ، معلوم نيست كه آيا سيف كه در شهر كوفهء عراق سكونت داشته ، توانسته باشد اين طلحه را در حبّان رى ملاقات كند ، و يا بدون اين‌كه او را ديده باشد حديث خود را از زبان او ساخته است ؟ ! حديث دوم را سيف از قول محمد بن عبيدالله بن ابى سليمان معروف به عرزمى ، از پدرش ، از حكم بن عتيبه روايت كرده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 220 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا