بار ديگر به كتاب صفين نصر بن مزاحم مراجعه مىكنيم و در صفحهء 612 آن چنين مىخوانيم :
. . . در ضمن سخنانى دربارهء « عمرو بن شمر » چنين آمده است : كه چون على از جنگ صفين باز گشت ، چنين سروده :
و كم قدركنا فى دمشق و ارضها . . .
در سرزمين دمشق ، چه بسيار پير مردان و پير زنان سپيد موى را كه به سوگ فرزندانشان بنشانديم . تا آخر ابيات .
تا آن جا كه در صفحهء 613 مىگويد :
و در سخنان سيف آمده است : ابو بجيد نافع بن اسود تميمى چنين سروده است :
الا ابلغا عنى علياً تحية ، فقد قبل . . .
سلام مرا به على برسان و به او بگو آن كس كه فرمان تو را پذيرفت ، بار شدائد را به دوش تحمل مىكشد . . . تا آخر ابيات .
در اين جا است كه نصر هم آشكارا مصدر روايت خود را كه سيف باشد نام مىبرد .
پس معلوم مىشود كه سيف هيچ يك از نبردهاى بنام و سرنوشت ساز صدر اسلام را از قلم نينداخته و آن را از وجود دلاوران خيالى و افسانهاى تميم بى بهره نگذاشته است ، تا بدان وسيله در هر يك از آنها مجد و افتخارى براى قبيلهء خويش ، قبيلهء تميم دست و پا كرده باشد . و الحق كه مثل معروف « در هر درّهاى از اين روباهك مكار جاى پايى ديده مىشود » دربارهء سيف صدق مىكند .
و بدين سان علماء و دانشمندان ، ساختهها و پرداختههاى دست خيالات سيف را در متون كتابهاى خود آورده ، زمانى آنها را آشكارا به او - سيف - نسبت داده مصدر خبر خود را معرفى مىكنند ، و گاهى نيز راوى خبر خود را ذكر نمىكنند . و همين امر باعث مىشود تا شخص محقق در برخورد با چنين رواياتى دستخوش سرگردانى شود . از جملهء آن در شرح حال نافع در « اصابهء » خود آورده ، به سخن ابن حجر توجه كنيد :
« دارقطنى » دركتاب « مؤتلف » خود آورده است كه ابو بجيد نافع بن اسود در نبرد و فتح سرزمينهاى عراق شركت داشته است و اشعارى سروده از جمله مىگويد :
اگر بپرسى خواهى دانست كه تيرهء من « اسيد » است و ريشهء من معدن افتخارات مىباشد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٩