سپس ابن حجر اضافه كرده مىنويسد : و سيف از نافع اشعار بسيارى در كتاب « فتوح » خود نقل كرده است .
فراموش نمىكنيم كه تيرهء اسيد كه به نظر سيف كان شرف و معدن افتخارات مىباشد ، همان تيرهء سيف ، از قبيلهء تميم مىباشد .
با توجه به آن چه گذشت ، ما به مرزبانى ، اديب و دانشمند نامى حق مىدهيم تا براى نافع بن اسود تميمى ، شاعر و صحابى خيالى سيف ، جايى دركتاب « معجم الشعراى » خود باز كند ، و وجودش را حقيقتى مسلم بينگارد ، و برايش شرح حال بنويسد ، و اشعارى را كه سيف به او نسبت داده است در كتاب خود ثبت نمايد .
كتاب « معجم الشعرا » تأليف مرزبانى كه در سال 384 هجرى در كذشته است ، حاوى شرح حال بيش از پنج هزار شاعر عرب زبان ، تا حيات مؤلف بوده است . اما از اين كتاب بزرگ فقط قسمت كوچكى به دست ما رسيده و بخش اعظم آن با گذشت بيش از هزار سال از فوت مؤلف آن از ميان رفته است . و از اين رو است كه شرح حال نافع و پدرش اسود را در آن نمىتوان يافت .
اما ابن حجر با نقل اشعار اين دو صحابى ساختهء خيالات سيف از كتاب مرزبانى ، نقيصهء كتاب مزبور را براى ما دربارهء اين دو شاعر افسانهاى تا حدى جبران كرده است . گر چه اگر كتاب مرزبانى هم بدون هيچ گونه نقص و افتادگى به دست ما مىرسيد ، ما را در اين مهم كه در پيش داريم به هيچ روى يارى نمىداد ، زيرا مرزبانى غالباً شرح حال شعرا ، و اشعار ايشان را بدون ذكر مأخذ و مدركى در كتاب خود آورده است ؛ و از كجا معلوم كه تمام يا بيشتر شعراى ساختگى سيف به عنوان شعراى حقيقى ، نام و اشعارشان در كتاب مرزبانى نيامده باشد ؟ !
بر سر مطلب باز مىگرديم و پاى سخن ابن حجر دربارهء نافع مىنشينيم . ابن حجر با اشاره به « معجم الشعراى » مرزبانى در شرح حال نافع مىنويسد : مرزبانى مىگويد ، ابو بجيد ، كسى كه دوران جاهليت و اسلام را هر دو درك كرده است ، در سوگ « عبد الله بن منذر حلاحل » تميمى اشعارى سوزناك سروده است .
اين عبد الله به همراهى خالد بن وليد در جنگ يمامه شركت كرد و در آن جا كشته شده است ، او - مرزبانى - مرثيهء نافع را در سوگ عبد الله منذر با مطلع « ماكان يعدل . . . » آورده ، كه من - ابن حجر - اشعار مزبور را در ترجمهء همين عبد الله منذر نقل كردهام .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٩٠