آن وقت مىتوانستيم در يابيم كه سيف صحنهء از پاى در آمدن شاه درمانده و آوارهء ساسانى را بر اثر ضربات بى امان خنجرهاى برّان دلاوران تميم چگونه ترسيم كرده است تا بتواند بر زبان شاعر افسانهاى خود ابو بجيد چنان اشعارى را در كشتن يزدگرد بسرايد و بدان وسيله افتخارى بر ديگر افتخارات قبيلهء تميم بيفزايد .
ابو بجيد ، در كتاب صفين « نصر بن مزاحم »
آن چه تا اين جا گفتيم ، مطالبى بود از نافع كه نزد اين دانشمندان يافتيم . اما نصر بن مزاحم را نيز مىبينيم كه از ابو بجيد در نبرد صفين نام برده در صفحهء 564 كتاب « صفين » خود مىنويسد :
ابو بجيد نافع بن اسود تميمى در نبرد صفين چنين سروده است :
همان ، از من به « على » درود بفرست و به او بگو كه : آن كس كه فرمان تو را پذيرفت ، بار شدائد را به دوش تحمل مىكشد .
- على - گنبد اسلام را پس از ويرانى تجديد بنا كرد اين بنا به پا شد و استقرار يافت .
گويى پس از ويرانى اسلام ، پيامبرى ديگر آمد ، و روشهايى را كه از بين رفته بود بار ديگر تجديد نمود .
نصر ، در دنبالهء اين داستان به سخن خود ادامه داده مىنويسد :
و آن گاه كه على از جنگ صفين باز مىگشت ناقع چنين سروده است :
چه بسيار كه در دمشق و سرزمينهاى آن ، پير مردان و پير زنان سپيد موى را به سوگ فرزندانشان نشانديم !
و چه بسيار زو جوان كه در اين جنگ - صفين - بر اثر كشته شدن همسرش نيزهء شوهرش به ارث او رسيده است ، و از آن پس زن شوهر مرده به حساب مىآيد !
او به سوگ شوهرش نشست ، شوهرى كه تا به قيامت به او نخواهد رسيد .
ما تميميان از آن جمله رزمندگانى هستيم كه نيزههايمان جز به كشتن گاه دشمن اصابت نخواهد كرد .
اكنون ببينيم كه نصر ، اين اشعار حماسى ابو بجيد را از كجا آورده است ؟ آيا نام و اشعار نافع ، به جز در سخن سيف ، بر زبان ديگران هم رفته است ؟