تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
است : در صدر اسلام پيشگامانى بودند ، كه با مهاجرت خود ، چون ما به مجد و افتخار رسيدند . كه اين گفته نشان مىدهد نافع را دراين مهاجرت مجد و افتخارى حاصل بوده است و به مقام مهاجران رسيده . ادعاى ديگر ابن عساكر ، كه نافع از خليفه عمر حديث نقل كرده است ، ما چيزى در اين مورد از ساخته و پرداخته‌هاى سيف به نام حديث عمر از زبان نافع نيافتيم .

بررسى اسناد روايات سيف

دانشمندانى چون « نصر بن مزاحم ، ابن ماكولا ، و ابن عساكر ، و ابن حجر » سخن خود را دربارهء نافع مستقيماً به شخص سيف نسبت مىدهند ، و نامى از راوى يا راويان سيف مىبرند و تنها به اين اكتفا كرده كه بنويسند : « سيف مىگويد . . . » و همين روش را به هنگامى كه مطلب خود را دربارهء نافع از دار قطنى گرفته‌اند نيز رعايت كرده‌اند . اما ابن عساكر آن جا كه در فتح دمشق اشعار نافع را از سخن سيف در كتاب خود نقل مىكند ، نام راويان سيف را به اين ترتيب مىآورد : سيف از قول « ابو عثمان ، و او از خالد و عباده » چنين آورده است : و بدين سان راويان حديث را معرفى مىكند . در بررسى نام اين راويان ، ابو عثمانى كه سيف از او نام مىبرد ، كنيه‌اى است كه براى « يزيد بن اسيد غسانى » ساخته است كه ما در بررسى اسناد سيف و در جلد اول همين كتاب به نامش برخورد كرده‌ايم و ثابت نموده‌ايم كه چنين شخصى هرگز وجود خارجى نداشته است و از آفريده‌هاى خيالى سيف مىباشد . از طرفى « خالد ، عباده » نيز دو فرد مجهول الهويه مىباشند . درتاريخ طبرى ، در بارل نافع دو روايت از سيف نقل شده است كه در آنها نام راويانى رفته است كه نامشان دركتاب رجال حديث به چشم مىخورد ، و سيف در اين جا چون مواردى ديگر براى رد گم كردن دروغ‌هايش آن را به اشخاص واقعى نسبت داده است . و ما هم تأكيد مىكنيم كه هرگز گناه دروغ بافىهاى او را به گردن چنان راويانى نمىاندازيم ، به ويژه وقتى كه سيف تنها كسى است كه چنان دروغ‌هايى را به چنان راويانى نسبت مىدهد !
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا