تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
سادگى دوشن مىشود كه تا چه پايه حموى به روايت‌هاى سيف به ديدهء اعتبار نگريسته آن خبرها را در گشودن چنان اماكنى درست و معتبر دانسته است ، كه اين چنين نظم و نثر روايت‌هاى سيف را به عنوان سندى قاطع بر صحت مدعا در كتاب خود نقل كرده است ! بار ديگر به نوشته‌هاى حموى بر مىگرديم .

بر جان ( برگان ) !

در معجم البلدان حموى در واژهء بر جان چنين آمده است : مسلمانان « بر جان » را به روزگار خلافت عثمان فتح كردند ، ابو بجيد تميمى نبرد آن جا را چنين به نظم كشيده است : نخست به گيلان پرداختيم و هنگ‌هاى سواره نظام كارزار ديدهء ما حكومت ايشان را متزلزل و واژگون ساخت . شام‌گاهان كه از هجوم باز ايستادسم ، مردم آن ديار بين سرزمين روم و « بر جان » گريزان و سرگردان بودند ! و در همان كتاب دربارهء واژهء « رزيق » آمده است : كشته شدن يزدگرد شهريار ، فرزند كسرى پادشاه ايران ، در آسيابى واقع در رزيق اتفاق افتاد ، و ابو بجيد نافع بن اسود تميمى در اين مورد چنين سروده است : ما تميميان ، يزدگرد فرارى و سرگردان را با خنجر خود شكم دريده هلاك كرديم . درنبرد « مرو » كه رويارويشان قرار گرفتيم ، پنداشتى كه آنان پلنگ‌هاى تيز چنگال كوهستانند ! ما در نبرد « رزيق » آنها را در هم كوبيده ، استخوان‌هاى ايشان را در هم ساييديم . و مادام كه روز پا بر جا بود ، ميمنه و ميسرهء آنها را در هم مىكوبيديم . كه قسم به خدا ، خدايى كه اگر ارادهء او نبود ، ديّارى از دشمن در جنگ رزيق زنده نمىماند !

رزيق

طبرى دربارهء فتح « بر جان » كه حموى از آن نام مىبرد ، و همچنين كشته شدن يزدگرد شهريار ايران در رزيق آن هم به دست تميميان ، چيزى از روايت‌هاى سيف نقل نكرده است تا به مقارنه و مقايسهء آنها بپردازيم ، با توجه به اين كه تاريخ نويسان متفقند يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى به دست خود ايرانيان از پاى در آمده است . اگر طبرى روايت‌هاى سيف را دربارهء مرگ يزدگرد در كتابش نقل مىكرد ،