رسول خدا ( ص ) را در سال دهم از هجرت چنين آوردهاند :
رسول خدا ، فرمانداران و كار گزاران خود را در تمام مناطق قلمرو اسلام در سال دهم از هجرت به شرح زير گسيل داشته است :
« مهاجرين ابى اميه » را به صنعاء مأموريت داد كه به هنگام قيام و شورش « اسود عنسى » مدعى پيامبرى ، همين مهاجر در صنعاء انجام وظيفه مىكرده است .
« زياد بن لبيد » را به حضرموت مأمور فرمود ، و مقرر داشت كه صدقات قبيلهء بنى سعد را بر عهدهء دو نفر از همان طايفه به نامهاى « زبرقان بدر ، و قيس بن عاصم » نهاد ، هر كدام را بر قسمتى از آن ناحيه مأمور ساخت .
« علاء حضرمى » را بر بحرين ، و « على بن ابيطالب » را مأمور جمع آورى صدقات نجران ، و دريافت جزيهء نصاراى آن جا فرمود . « 1 »
چون ماه ذى قعدهء همين سال - سال دهم از هجرت - فرا رسيد ، رسول خدا عازم سفر مكه شد تا حج به جاى آورد ، و فرمان داد تا مردمان نيز او را در اين سفر همراهى كنند .
سپس طبرى و ابن هشام از قول راوى ، باز گشت امام على را از نجران ، پيوستنش را در مكه به رسول خدا و حجى را كه با آن حضرت به جاى آورده بود آورده ، در پايان بازگشت پيامبر را به مدينه و رحلت آن حضرت را در ماه صفر ، يكى پس از ديگرى نقل مىكنند .
بررسى و مقايسهاى كوتاه
سيف در روايت خود نام شانزده نفر از عمال و كار گزاران رسول خدا را مىبرد ، كه در روايت ابن اسحق نام چنين اشخاصى به چشم نمىخورد . همچنين نام برخى از كار گزاران واقعى پيغمبر كه در روايت ابن اسحق آمده است ، در روايت سيف ديده نمىشود .
سيف براى طاهر خيالى خود ، حدود عملى بسيار وسيع كه شامل سرزمين مكه و يمن مىشود تعيين كرده است كه با حقايق تاريخى ابداٌ مطابقت ندارد .
سيف داستان طاهر را در عك و اشعريين روايت كرده كه تماماً افسانه و دروغ است و در روايتش از فرماندهى نبرد ، صحنهء جنگ ، و اشعار حماسى ، نامههاى رفته و
هامش
( 1 ) . رسول خدا ، امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) را براى گرفتن و جمع آورى خمس به يمن فرستاده بود ، نتيجهء بررسى ما را در جلد اول صفحهء 81 كتاب مقدمهء مرآت العقول در همين زمينه ملاحظه فرماييد .