تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

خلاصهء آن چه گذشت

داستان طاهر ابو هاله را در پنج روايت از سيف بن عمر يافتيم كه هر كدام مكمل و ناظر بر ديگرى است . ابن عبد البر در كتاب « استيعاب » خود ، يكى از آن پنج روايت را نقل كرده ، و ذهبى آن را در « سير اعلام النبلاء » ، و ابن اثير همان روايت را در « اسد الغابه » از « استيعاب » گرفته و نقل كرده‌اند . علاوه بر آن ، ابن اثير سلسلهء نسب ابو هاله را در آغاز سخنش از طاهر آورده ، طورى كه آدمى خيال مىكند به راستى طاهرى وجود داشته كه نسبش به اسيد بن عمر تميم منتهى مىشود ! ! طبرى نيز چهار روايت ، از روايت‌هاى سيف را دربارهء طاهر در تاريخ خود آورده ، و بغوى يكى از آن چهار روايت را در ترجمهء « عبيد بن صخر » نقل كرده است . مرزبانى نيز ، در كتاب « معجم الشعراى » خود ، با استفاده از سخنان سيف بن عمر ، داستان « اخابث » و اشعار حماسى طاهر ابو هاله را آورده است . ابن حجر ، داستان طاهر را از « استيعاب » ابن عبد البر ، و « معجم الشعراى » مرزبانى ، و تاريخ بغوى گرفته و در كتاب « اصابهء » خود نقل كرده است . حموى دانشمند جغرافيا شناس ، در شرح بر واژه‌هاى « اعلاب ، خامر ، و اخابث » در كتاب « معجم البلدان » خود ، توجه به احاديث سيف داشته و نام طاهر ، و شعر او را شاهر بر مدعاى خود آورده است . و عبد المؤمن نويسندهء كتاب « مراصد الاطلاع » هم به شرح بر همان اماكن را از حموى گرفته است . ولى با توجه به مراتب زير ، تمام اين احاديث و اخبار چه از نظر متن و چه از نظر سند و نقش آفرينان آنها همگى ساختگى و دروغ محض مىباشند .

محتواى روايات سيف دربارهء طاهر

روايات سيف دربارهء طاهر ناظر بر سه مورد است :

1 - طاهر ، فرزندى براى خديجه

سيف ، پسرى براى خديجه همسر رسول خدا به نام طاهر ، از شوهر قبلى او « ابو هاله » تميمى اسيدى مىآفريند ، و با تحقيقى كه در مورد ساختگى بودن دو برادر ديگرش به نام‌هاى « حارث و زبير » به عمل آورديم ، ثابت شد كه خديجه را بجز « هند » از ابو هاله پسرى ديگر نبوده است !