آمده ، جنگ و خود ريزى و كشتار بى رحمانهء دسته جمعى ، نام گذارى « اخابث ، و اعلاب ، و خامر » سخن رفته است كه در هيچ يك از مصادر مهم و معتبر تاريخى ذكرى از آنها به ميان نيامده ات تا به مقايسه و نقد آنها بپردازيم . زيرا همه سراسر دروغ و افسانه و نتيجهء توهمات داستان سراى قرن دوم هجرى ، يعنى سيف بن عمر تميمى است .
بررسى اسناد داستان طاهر
ما داستان طاهر ابو هاله را در پنج روايت از روايتهاى سيف يافتهايم ، كه چهار روايت آن را طبرى در تاريخ خود آورده است ، و تاريخ نويسان بعد از او نيز داستان طاهر را از طبرى گرفته و در كتاب خود نقل كردهاند .
روايت پنجم سيف دربارهء طاهر ، نيز در كتاب « استيعاب » آمده ، و دانشمندانى هم آن را از او گرفته و در كتابهاى خود آوردهاند . اما اسناد آن روايتها :
1 - در دو روايت ، سيف سند خود را چنين آورده است ( سهل بن يوسف ، از پدرش ) كه پدر و پسر ، هر و زاييدهء خيالات سيف مىباشند ، و وجود خارجى ندارند . و در روايتى هم ( سهل از قاسم ) آمده است كه پيش از اين گفتهايم از اينان در كتب رجال سراغى نتوان گرفت زيرا وجود خارجى نداشتهاند .
2 - در دو روايت نيز نام « عبيد بن صخر بن لوذان » در سند آمده است ، كه شرح حال عبيد را در مجلدات بعدى اين كتاب ، و ضمن آفريدههاى سيف مورد بحث قرار خواهيم داد .
3 - در يك روايت هم سند آن ( جرير بن يزيد جعفرى ) معرفى شده ، كه چنين نامى در هيچ يك از كتب رجال و معرفى روات ديده نمىشود ، از اين روى او را نيز از آفريدههاى خيالى سيف به حساب آورديم .
4 - و نيز در سند روايات ، نام دو نفر مجهول الهويه چون ( ابو عمر ، و مولى ابراهيم بن طلحه ) آمده است كه شناسايى اشخاص ( مجهول الهويه ) ! امرى ناشدنى است .
5 - همچنين سيف براى ايجاد تحير و سرگردانى محققين در ضمن اين اشخاص كه خدايشان هنوز نيافريده است تا شناخته شوند ، از راويانى حقيقى و مشهور نيز نام مىبرد و به عنوان سند روايت خود معرفى مىكند ، ولى با توجه به سابقهاى كه از سيف داريم گناه دروغهاى سيف را به گردن چنان راويانى نمىگذاريم .