تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
نقل كرده است . همين جملهء اخير سيف در « معجم البلدان » حموى در واژهء « اخابث » اين توهم را در خواننده ايجاد مىكند كه اين سخن ، نتيجهء حموى است كه تأكيد مىكند اين گذر گاه هنوز هم گذر گاه اخابث خوانده مىشود ، و شخص او ، و آن محل را از نزديك ديده است ! ! در صورتى كه ديديم اين جمله عيناٌ نقل قول سيف است نه نتيجهء تحقيقات حموى ! و باز حموى در واژهء « اعلاب » با توجه به سخنان سيف و اعتماد بر آن مىنويسد : اعلاب به سرزمين خاندان عك و عدنان اطلاق مىشود كه بين مكه و ساحل دريا قرار دارد و نامش در وقايع « رده » رفته است . و هم او در وژهء « خامر » و با استفاده از سخن سيف مىنويسد : خامر كوهى است در حجاز در زمين‌هاى عك ، كه طاهر بن ابى هاله در وصف آن چنين سروده است : ما ايشان را بين قلهء كوه خامر ، و زمين‌هاى سرخ رنگى كه در آن گودال‌ها حفر كرده بودند از پاى در آورده هلاك كرديم . عبد المؤمن نيز با توجه به مطالب حموى ، همين اماكن خيالى سيف را در كتاب « مراصد الاطلاع » خود شرح و از حموى نقل قول كرده است . ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون هم هر كدام اخبار طاهر ابو هاله را از طبرى گرفته و در تاريخ‌هاى خود آورده‌اند . علامه فقيد ، « سيد عبد الحسن ، شرف الدين » نيز بر اخبار طاهر در اين كتاب‌ها اعتماد كرده ، نام طاهر ابو هاله را در زمرهء شيعيان امام على و از جملهء اصحاب پيغمبر خدا آورده است ! و اين چنين اخبار طاهر ابو هالهء ساختگى سيف ، در متون اسناد و مدارك اسلامى ما راه يافته است . ما ، اخبار مربوط به طاهر را به سه دسته تقسيم مىكنيم : 1 - مسألهء وجود فرزندى به نام طاهر براى ابو هاله و خديجه ، كه بى اساس بودن اين ادعاى سيف را در نفى وجود برادران همين طاهر به نام « حارث ، و زبير » ثابت كرده‌ايم و گفتيم كه ام المؤمنين خديجه را در آن هنگام كه 1 پاى به خانهء پيغمبر گذاشته ، از ابو هاله پسرى بجز « هند » نبوده است . 2 - موضوع كار گزارى طاهر براى رسول خدا ضمن تنى چند از اصحاب در آخر حيات آن حضرت است كه ما براى تحقيق به مصادرى غير از سيف مراجعه كرديم و به اين مطلب برخورديم كه « ابن هشام ، و طبرى به روايت ابن اسحق » تعداد و نام كار گزاران