تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ابو موسى اشعرى با اهالى شوش به جنگ پرداخت تا سرانجام ايشان را به محاصره گرفت . زمان محاصره چندان طولانى شد كه خصاريان را هر چه ذخيرهء خوراكى بود پايان يافت و گرسنگى و قحطى بر شهر سايه افكند تا آن جا كه از ابو موسى عاجزانه امان خواستند . ابو موسى نيز مردان ايشان را بكشت ، و اموال و داراييشان را مصادره كرد و خانواده‌هايشان را هم به اسيرى برد . « ابن قتيبهء دينورى » اين داستان را به اختصار در كتاب « اخبار الطوال » خود آورده ، و « ابن خياط » نيز در تاريخ خود نوشته است كه ابو موسى اشعرى شهر شوش را در سال هجدهم از هجرت از راه مذاكره و صلح فتح كرده است .

نتيجهء مقايسه و ارزيابى

سيف مىگويد فتح شوش به سبب وجود « دجال » در ميان سپاه مسلمين صورت گرفته است . و اين خبر را كاهنان و كشيشان آن شهر به سپاهيان اسلام داده بودند ! و ديديم كه ابن صياد با پا لگدى به دروازهء قلعه زد و بانگ بلند گفت : « باز شو . . . » كه به يك باره زنجيرها از هم گسيخت ، و چفت و بست‌ها در هم شكست ، و درها از هم باز شدند ، و مردم شوش دست بر سر نهاده امان خواستند ! ! ضمناً سر فرماندهى كل قوا را در اين جنگ « ابو سبره » قرشى به عهده داشته و دو تن از صحابيان ساختگى سيف نيز به نام‌هاى « زر ، و اسود » از قبيلهء تميم عدنانى ، او را همراهى مىكردند ! ! اما غير سيف ، سبب فتح شوش را رسيدن خبر شكست ايرانيان در « جلولاء » و فتح آن جا به دست مسلمانان و فرار يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى ، و پايان يافتن ذخيره‌هاى غذايى در شوش و ديگر تنگناهاى جنگى نوشته و تأييد كرده‌اند كه مردم شوش ناگزير شدند عاجزانه از سپاه اسلام و فرمانده ايشان « ابو موسى اشعرى » يمانى قحطانى امان بخواهند . تعصبى را كه سيف روى قبيلهء خود تميم و عدنان دارد ، او را بر آن مىدارد تا ابو موسى قحطانى را از پست فرماندهى بردارد ، و « ابو سبرهء » عدنانى را به جايش بگمارد . و هم چنان كه گفتيم ، دور نيست سيف جنگ‌هاى اهواز و فتح شوش را از آن جهت به ابو سبرهء عدنانى نسبت داده باشد تا مگر زشتى كارى كه وى پس از در گذشت پيغمبر اسلام مرتكب شده بود از بين ببرد . زيرا عموم تاريخ نويسان نوشته‌اند : هيچ يك از مهاجرين ، و اصحاب رسول خدا را كه در جنگ بدر شركت كرده بودند سراغ نداريم كه پس از وفات پيغمبر به مكه بازگشته و در آن جا ساكن شده باشد مگر