اسود از جمله فرماندهان تميمى بوده است كه خليفه - عمر بن خطاب - به ايشان فرمان داده بود تا مردم منطقهء فارس را به خود مشغول داشته مانع كمك رسانى ايشان به اهالى نهاوند شوند . تميميان در اجراى فرمان عمر ، به همراهى اسود بن ربيعه به جانب اصفهان و فارس عزيمت كردند ، و از رسيدن قواى كمكى مردم آن سامان به اهالى نهاوند به شدت جلوگيرى به عمل آوردند .
سيف چنين افسانهاى را ساخته ، و طبرى از او گرفته ، و ابن اثير نيز همانها را از طبرى گرفته و در كتاب خود نقل كرده است .
2 - در جنگ صفين
در كتاب « اصابهء » ابن حجر ، از قول سيف بن عمر آمده است كه اسود بن ربيعه ، به همراهى امام على در جنگ صفين شركت داشته است .
ما ، در كتاب « نصر بن مزاحم » كه دربارهء « صفين » كتابى مستقل و تحت همين نام دارد ، و نيز كتاب « اخبار الطوال » ، و تاريخ طبرى و ديگر منابع خبرى چنين خبرى را زير اين نام سراغ نداريم .
« مامقانى » آن چه را كه سيف گفته و در « اصابه » آمده است با جزئى دخل و تصرفى ، بدون اين كه مصدر خبر خود را نام ببرد ، مىنويسد :
اسود ، به همراهى امير المؤمنين « ع » در جنگ صفين شركت داشته ، و همين امر مىرساند كه اين ، مرد نيكو فرجام بوده است .
آرى « مامقانى » با اعتماد بر مطالب « اصابه » ، اسود را در شمار شيعيان امام محسوب داشته است .
سه تن صحابى ساختگى در كتب رجال شيعه
در ضمن بررسى به احاديث و افسانههاى سيف دريافتيم كه او افسانههاى خود را هم گام با خواستههاى دل مردم ، و هم ساز با مصالح و ارادهء خداوندان زر ، و زور پايه گذارى كرده ، و به اين وسيله انتشار دروغها ، و بقاى افسانههايش را تضمين نموده است .
سيف در اين مسير كه در پيش گرفته بود ، البته كه شيعيان امام على و دوست داران اهل البيت را در عراق ، از نظر دور نداشته از جلب توجه آنها به خود و افسانههايش غافل نبوده است . روى همين اصل است كه مىبينيم قعقاع تميمى ، آن مرد افسانهاى و قهرمان