اين حديث را سيف روايت كرده و هم چنان كه به ترتيب در كتابهاى « اسد الغابه و اصابه » آمده است « ابو موسى و ابن شاهين » از او نقل كردهاند . « مامقانى » نيز همان مطلب را از ابن حجر گرفته و در كتاب « تنقيح المقال » خود نقل كرده است .
سيف حديث ديگرى در مورد نمايندگى اسود به خدمت پيغمبر خدا دارد كه طبرى از او نقل كرده ، و ابن اثير نيز همان را از طبرى گرفته و در تاريخش آورده است .
و نيز به خاطر داريم كه سيف بن عمر ضمن حديثى از رسيدن « زر » به خدمت رسول خدا و دعاى آن حضرت در حق او ، و در حديثى ديگر از آمدن « زرين » به همراهى چند نفر تميمى به خدمت پيغمبر و دعاى رسول خدا دربارهء او و اعقابش سخن گفته است .
سيف در اين احاديث گروههاى تميمى را كه به خدمت پيغمبر رسيدهاند معرفى كرده اسامى يكايك آنها و سخنانى كه بين اينان و رسول خدا رفته همه را بازگو كرده است .
و نيز مورخان و ارباب سير چون « ابن سعد ، مقريزى ، و ابن سيده » و ديگران گروههايى را كه به خدمت پيغمبر خدا رسيدهاند برشمرده ، و سخنانى را كه بين ايشان و رسول خدا رفته است ثبت و ضبط نمودهاند اما در هيچ يك از آنها ، از آن چه كه سيف گفته است اثرى ديده نمىشود .
بلكه اين تاريخ نويسان خبرى ديگر از نمايندگان قبيله تميم به محضر پيغمبر آوردهاند كه آن را به شرح زير از نظر مىگذرانيم :
رسول خدا مأمور جمع آورى صدقات « بنو خزاعه » را فرمان داد تا صدقات افراد قبيله بنى تميم را كه در سرزمين خزاعه منزل گرفته بودند جمع آورى كند . تميميان از دادن صدقات اموال خود سرپيچى كرده شدت عمل را به جايى رساندند كه بر سر مأمور پيغمبر شمشير كشيدند ! ناگزير مأمور جمع آورى صدقات به خدمت پيغمبر بازگشت و ماجرا را به سمع آن حضرت رسانيد .
رسول خدا « عيينة بن حصن فزارى » را با پنجاه سوار عرب كه در ميانشان نه مردى مهاجر وجود داشت و نه فردى از انصار ، به سركوبى تميميان فرستاد اين گروه بر آنان تاختند و جمعى از ايشان را به اسارت گرته و به مدينه به خدمت پيغمبر آوردند .
پس از اين واقعه گروهى از روساء و بزرگان تميم به مدينه آمده وارد مسجد پيغمبر شده بانگ برداشتند « آهاى محمد ! بيا ببينم ! » كه در نتيجهء اين گستاخى آيات نخستين سورهء « حجرات » در مذمت ايشان نازل شد كه در آن فرموده است :
آنهايى كه تو را از پشت اطاقها صدا مىزنند ، بيشترشان مردمى بىخردند . اگر آنها صبر مىكردند تا تو بر آنها در آيى ، برايشان بهتر بود ، و خدا آمرزندهء مهربان است .
رسول خدا در مسجد به جمع تميميان پيوست و به سخنان شاعر و سخنرانشان گوش
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٢٢