تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
تا آخر ابياتى كه در جاى هود و شرح حال عاصم آورده‌ايم . حموى در پايان سخن مىگويد كه اين مطلب را سيف بن عمر گفته است . همين داستان را حميرى نيز در كتاب « الروض المعطار » خود آورده است .

حقايق داستان جندى شاپور

داستانى را كه سيف بن عمر براى جندى شاپور ساخته و ديگر نويسندگان آن را از زبان وى نقل كرده‌اند از نظر گذرانديم . اينك ببينيم كه ديگران در همين زمينه چه نوشته‌اند . بلاذرى مىنويسد : ابو موسى اشعرى پس از گشودن « شوشتر » عنان عزيمت به جانب جندى شاپور كشيد . اهالى جندى شاپور كه از حمله مسلمين سخت نگران و مضطرب شده بودند ، پيشاپيش ، از او امان خواستند و اطاعت و تسليم خود را اعلام داشتند ، ابو موسى نيز با شهروندان جندى شاپور پيمان بست كه به جز ساز و برگ جنگى آنان كه بايد تسليم قواى اسلام شود ، جان و آزادى ، و اموال ايشان در پناه اسلام محفوظ و در امان خواهد بود . اين روايتى است كه بلاذرى در مورد فتح جندى شاپور در كتاب خود آورده ، و « خليفة بن خياط » در گذشته به سال 240 هجرى ، و ذهبى متوفاى سال 748 هجرى آن را به طور اختصار در كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند . ياقوت حموى نيز هر دو روايت را با همه طول و تفصيلش در « معجم البلدان » خود آورده است .

مقايسه‌اى كوتاه از اين دو خبر

تاريخ نويسان نوشته‌اند كه صلح جندى شاپور بر اثر ايرانيان و نگرانيشان از حمله مسلمين بوده است ، نه آن طور كه سيف مىگويد : اين صلح بر اثر دادن امان برده‌اى به نام مكنف كه ايرانى الاصل بوده صورت گرفته ، و بعد از بروز اختلاف در رد با قبول اين امان بين سپاهيان اسلام ، خليفه عمر آن را صحه گذاشته و تأييد كرده است ! ! همچنين نوشته‌اند كه فرماندهى كل قوا را در جنگ جندى شاپور « ابو موسى اشعرى يمانى قحطانى » به عهده داشته است نه فرماندهى را كه سيف بن عمر تعيين كرده و در عهدهء « سبره قرشى عدنانى » گذاشته ، و دو صحابى ساختگى خود را به نام‌هاى « زر ، و اسود » به ياريش گماشته است . سيف مىگويد :
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 213 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا