نام و نسب « زر »
طبرى از قول سيف بن عمر مىنويسد :
زر فرزند عبد الله ، و نوادهء كليب فقيمى ، از بطن تميم و عدنانى است .
طبرى در خبر فتح « رام هرمز » از قول سيف بن عمر آورده است كه « اسود ، و زر » از جمله اصحاب پيغمبر و مهاجرين به محضر آن حضرت بودهاند .
« زر » به خدمت پيغمبر خدا رسيد و عرضه داشت : خانوادهء « فقيم » از نظر تعداد نفرات كاستى گرفته و رو به نابودى است ، در حالى كه تعداد نفرات ديگر تيرههاى تميم پر جمعيت و رو به ازدياد هستند . چه شود تا در حق ما به درگاه خدا نيازى ببرى و دعايى بكنى ؟ !
رسول خدا دست به دعاء برداشت و گفت : بار خدايا ! تعداد افراد خانوادهء زر را فزونى ده ، و بر جمعيتشان بيفزاى !
اين بود كه تعداد خانوادهء زر فزونى گرفت و جمعيتشان رو به افزايش نهاد .
ديگران به همين روايت طبرى از سيف استناد كرده نوشتهاند : زر از جمله كسانى است كه به خدمت پيغمبر خدا رسيده ، و افتخار درك صحبتش را يافته ، و از جمله مهاجرين بوده است .
طبرى در فتح « ابلّه » در حوادث سال دوازدهم از هجرت مىنويسد :
خالد بن وليد « فيل » به غنيمت گرفته را با خمس غنايم جنگى به همراهى « زر » به مدينه فرستاد . فيل را در كوچهها و بازار مدينه مىگردانيدند تا مردم آن را تماشا كنند . زنان مدينه كه از بزرگى جثه و هيكل فيل به شگفتى افتاده بودند با اظهار تعجب و حيرت مىگفتند : « آيا هيكلى به چنين بزرگى و عظمت از آفريدههاى خدا است ؟ ! » مثل اين كه آنان فيل را از ساختههاى دست بشر مىپنداشتند ! ! ابو بكر دستور داد تا فيل را به همراهى « زر » باز گردانيدند .
طبرى در دنبالهء اين داستان مىنويسد :
اين داستان سيف دربارهء « ابلّه » و گشودن آن ، بر خلاف آن چيزى است كه تاريخ نويسان و وقايع نگاران دربارهء آن گفتهاند . چه ، از اخبار و روايات درست چنين برمىآيد كه « ابله » در زمان حكومت عمر گشوده شده است نه خلافت ابو بكر ، و اين فتح و پيروزى به دست « عتبة بن غزوان » و به سال چهاردهم صورت گرفته نه در سال دوازدهم از هجرت . ما چون به اين محدوده از زمان رسيديم ، در جاى خود به بحث پيرامون آن ، و چگونگى فتح آن جا مىپردازيم . پايان سخن طبرى .