مقايسهاى كوتاه
1 - طبرى تصريح مىكند كه شهر « ابلّه » به سال چهاردهم از هجرت و زمان خلافت عمر به وقوع پيوسته است نه سال دوازدهم و حكومت بو بكر .
2 - فرماندهى قوا در اين جنگ با « عتبة بن غزوان » بوده نه خالد بن وليد . پيام اين فتح و پيروزى را نافع به خليفه عمر رسانيده است ، نه زر بن عبد الله فقيمى !
ضمناً آن چه را كه طبرى از قول سيف ضمن حوادث سال چهاردهم از هجرت آورده ، از موضوع زر و خمس غنايم و فيل مزبور به هيچ روى در اخبار ديگران و بيرون از روايات سيف ديده نمىشود . به ويژه اين كه زنان مدينه در آن ايام « سورهء فيل » را بارها از كتاب خدا خوانده و داستان فيل و لشكر كشى « ابرهه » نزد عموم مردم آن سامان ، در آن حد مشهور بوده است كه آن واقعه مبداء تاريخ قرار گرفته ، بنا بر اين وجود فيل و بزرگى هيكل آن نمىتوانسته براى ايشان شگفتى آور باشد .
آن چه سيف در اين زمينه آورده و مدعى شده همه مغاير و مخالف حقايق تاريخى است و ما د رگذشته به ويژه در افسانهء « زياد » به آن اشاره كردهايم .
افسانهء صلح جندى شاپور
طبرى از قول سيف در ذكر حوادث سال هفدهم از هجرت دربارهء فتح « شوش » مىنويسد :
« زر » در آن سال نهاوند را به محاصره در آورد و . . . .
سپس در حديثى ديگر از قول سيف آورده است كه :
عمر طى دستور كتبى به زر فرمان داد تا سپاه به جانب جندى شاپور بكشد . زر فرمان برد و سپاه به جندى شاپور كشيد و آن جا را به محاصره گرفت و . . . .
و در حديثى ديگر آورده است كه :
« ابو سبره صحابى » « 1 » فرمان داد تا « زر و مقترب » سپاه به جندى شاپور كشند ، و خود با لشكريانش پس از فتح شوش به آن جانب حركت كرد و در حالى به آن جا رسيد كه
هامش
( 1 ) « ابو سبرة بن ابى رهم » عامرى قرشى ، قديم الاسلام كه در تمام جنگهاى پيغمبر خدا حضور داشته است . ابو سبره پس از وفات پيغمبر در مكه اقامت گزيده و هم در ان جا بود كه در زمان خلافت عثمان در گذشت . استيعاب ، ج 4 ، ص 82 ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 207 ، اصابه ، ج 4 ، ص 84 .