زرين بن عبد الله فقيمى » كه ابن شاهين گفته است در دو جاى كتاب من - نام اين صحابى يعنى زرين بن عبد الله - چنين است و جروف « ز » پيش از « ر » مىباشد . و از سيف بن عمر از قول « ورقاء بن عبد الرحمن حنظلى » از زرين بن عبد الله فقيمى روايت شده است كه او - زرين بن عبد الله - به همراهى تنى چند از افراد قبيلهء تميم به خدمت رسول خدا رسد و اسلام آورد ، و رسول خدا در حق او و عاقابش دعا كرده است .
« ابو معشر » نيز از قول يزيد بن رومان « 1 » آورده است كه زرين بن عبد الله فقيمى به خدمت . . . [ تا آخر همان داستان بالا ] .
ابن حجر نيز در ترجمهء « زر » مىنويسد :
طبرى نوشته است كه « زر » درك صحبت پيغمبر را كرده است ، و به نمايندگى از جانب قبيلهاش به خدمت آن حضرت رسيده ، زر از جمله سران سپاه در فتح نهاوند و خوزستان ، و محاصره كنندگان جندى شاپور بوده ، و در تصرف آن ناحيه كه از راه مالمت و صلح صورت گرفته شركت داشته است . ابن فتحون نيز همين مطالب را دربارهء « زر » آورده است .
ابن حجر در دنبالهء مطالب فوق ، روايت ابن شاهين و ابى معشر را كه دربارهء « زرين » آمده بود نقل كرده و چون نوبت به شرح حال « زرين » مىرسد مىنويسد :
داستان اين صحابى در شرح حال « زر » آمده است .
بنا بر اين « زر » و « زرين » دو نام مىباشد كه خبر مربوط به زر تنها در حديث سيف آمده و طبرى از او گرفته ، و ابن اثير ، و ابن فتحون نيز آن را از طبرى گفته و در كتابهاى خود آوردهاند .
ذهبى هم داستان « زر » را از ابن اثير ، و ابن حجر نيز همان را از ابن فتحون گرفته و به ترتيب در كتابهاى « التجريد ، و اصابه » نقل كردهاند .
اما خبر « زرين » هم در حديث سيف آمده است ، و هم در حديث غير سيف . ولى چون خبر « زر » فقط در حديث سيف آمده است ، ما او را زادهء خيال سيف ، و از اصحاب ساختگى او به حساب آورديم .
اين را هم بگوييم كه از قرائن چنين بر مىآزد كه سيف نام « زر » را از نام شاعرى از فقيم كه در دوران جاهليت شعر مىسروده است به عاريت گرفته ، و اين دعا را سخن
هامش
( 1 ) يزيد بن رومان اسدى از مواليان خاندان زبير ، و مردى دانشمند ، و كثير الحديث بوده است . يزيد رومان در سال 130 هجرى از دنيا رفته است . به كتاب « التهذيب » ، ج 11 ، ص 325 ، « تفريب » ، ج 2 ، ص 364 مراجعه فرماييد . فرزند رومان از ثقات حديث طبقهء پنجم است .