تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
آنها در بالاتر از « دلوث » به هنگى از ما برخورد كردند كه چشم را خيره مىكرد . كه همين مطلب را عبد المؤمن در كتاب « مراصد الاطلاع » از حموى گرفته و نقل نموده است . و نيز ابن حجر به سخن حموى در واژهء « مناذر » توجهى نكرده ، آن جا كه او در معجم خود مىنويسد : اهل سير بر آن هستند كه در سال هجدهم از هجرت ، « عتبه » دو تن از سرداران سپاه خود را به نام‌هاى « سلمى ، و حرمله » مأمور كرد . . . تا آن جا كه مىنويسد : سرانجام « مناذر ، و تيرى » را بگشودند ، و داستان اين فتح بس دراز است و حصين بن نيار در آن چنين سروده است : آيا او خبر دار شد كه اهل مناذر دل آتش گرفتهء ما را خنك كردند ؟ آنها در بالاتر از محل « دلوث » به هنگى از ما برخورد كردند كه چشم‌ها را خيره مىساخت . ايشان را بين نخلستان‌ها ، و رودخانهء « دجيل » از پاى در آورديم ، و از صحنهء روزگار برانداختيم . تا زمانى كه سم اسب‌هاى ما ، ايشان را به خاك كشيد و دفن كرد ، آنها ، در همان جا منزل داشتند . اين داستان آخر را طبرى از قول سيف با شرح و تفضيلى هر چه بيشتر آورده ولى همچنين كه عادت او است ، رجزها و حماسه‌هاى حصين را از آن حذف كرده است . 12 و بدين سان ، با اعتمادى كه اين دانشمندان بر احاديث سيف داشته‌اند ، نام اين شش نفر تميمى ساخته خيالات سيف را جزء اصحاب و عمال حقيقى رسول خدا ، و در صفحات كتاب‌هاى معرفت رجال و صحابى پيغمبر خود ثبت كرده‌اند ! اينك پس از ذكر آن چه را كه از اينان در احاديث سيف نيافته‌ايم ، نخست به بررسى اسناد احاديث او پرداخته ، سپس به مقايسهء بين اين افسانه‌ها ، و حقايق مسلّم تاريخى مىپردازيم .

بررسى اسناد احاديث سيف

در حديث اول سيف ، بحثى از نام كار گزاران و عمال رسول خدا در تميم رفته ، و از ارتداد افراد قبايل مزبور ، داستان مالك نويره ، داستان سجاح بانوى مدعى پيامبرى ، سخن
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 197 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا