تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
به اين ترتيب املاك شاهى پادشاهان ايران به تميم منتقل مىشود ! ! سيف ، « حرمله و سلمى » را دو صحابى مهاجر ، و با فراستى كامل و تسلطى شامل بر اوضاع معرفى مىكند ، و براى اثبات ادعاى خويش ، در فصلى جداگانه از افسانه‌هايش ، « كسرى » را برمىانگيزد تا با تحريك احساسات ملى و مىهنى ايرانيان به جمع آورى سپاه بپردازد ، و اهوازيان را به يارى بطلبد ، تا حرمله و سلماى خيالى او وخامت اوضاع را در يابند ، و ماجرا را به مقام گزارش دهند ، و نقشهء تحريكات او را نقش بر آب سازند . نقش مهمى را كه سيف بر عهدهء دو نقش آفرينان خيالى خود حرمله و سلمى در نبردهاى شوش و شوشتر گذارده ، و شرحى كه از يورش‌هاى بى امان ايشان به مناطق اصفهان و پارس مىدهد ، و تسلط آن دو را بر راه‌هاى سوق الجيشى در نرسيدن قواى كمكى به منطقهء جنگى « نهاوند » توصيف مىكند ، همه و همه زاييدهء وهم و خيال او است . اما در برابر اين همه دروغ و خيال ، بلاذرى مىنويسد : « مغيره بن شعبه ثقفى » قائم مقام فرماندار وقت بصره ، با اهالى « سوق اهواز » از در مصالحه در مىآيد ، و پس از اين كه اهالى سوق اهواز در زمان حكومت ابو موسى اشعرى شانه از زير بار تعهدات خود خالى مىكنند ، ابو موسى به سختى با آنها مىجنگد و آن جا را تا « نهر تيرى » به تصرف خود در مىآورد . جانشين ابو موسى ، يعنى « ربيع بن زياد حارثى » بر مناذر كبرى دست مىيابد ، و ابو موسى « عاصم بن قيس » را به حكومت آن جا ، و « سمرة بن جندب فزارى » را به حكومت سوق اهواز مىگمارد . و ديديم كه در كتاب بلاذرى كه وقايع فتح شوش و شوشتر ، و نهاوند به طور مفصل شرح داده شده است و نام حكام سرزمين‌هاى دجله و نواحى اهواز يكى بعد از ديگرى ثبت گرديده ، حماسه‌هاى شعرا به اقتضاى مقام آورده شده است ، نامى از قهرمانان خيالى سيف ديده نمىشود ، و از رزمندگان تميم ، و اشعار حماسى آنها ، و اماكن و شهرهايى كه سيف نام برده است اثرى نيست ! زيرا همهء حكمرانان و سردارانى را كه بلاذرى نام برده است از قبايل « مازن ، و ثقيف ، و اشعر ، و بنى حارثه ، و بنى سليم ، و فزاره » بوده‌اند نه از تميم و خاندان سيف بن عمر ! ! امّا جواب اين مطلب كه « سيف » چرا چنين كرده است ؟ با روحيه‌اى كه از سيف سراغ داريم ، و تعصبات قبيله‌اى او ، و مذهبش ، كه به زندقه متهم بوده ، او را آسوده نمىگذاشت تا از اين غم فارق نشيند ، و خانوادهء خود را از اين همه افتخارات بى نصيب ببيند ! پس همهء آن فتوح را مستقيماً به دلاوران خيالى خود از
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 154 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا