رزمآوران پهنهء نبرد را يكايك نام برده ، ولى به هيچ روى در آنها نامى از « حرمله و سلمى و كليب و غالب » ديده نمىشود ، و همچنين در فتح نهاوند ! !
اين دانشمند ، نام تمام حكام و فرمانروايان و كار گزاران خليفه عمر ( رض ) را بر نواحى فوق الذكر ثبت كرده است ، مثلٌا « عاصم بن قيس » بر مناذر ، « سمرة بن جندب فزارى » بر سوق اهواز ، « مجاشع بن مسعود » بر سرزمينهاى بصره و صدقات آن ، « حجاج بن عتيك » بر فرات ، و نعمان بن عدى » از فاميل شخص خليفه عمر ، بر سرزمينهاى دجله ، و « ابو مريم حنفى » بر رام هرمز ، حكومت داشتهاند .
بلاذرى همچنين نام عدهاى از كار گزاران موقت و دائم عمر را در كتابش آورده و نحوهء فعاليت و منطقهء تحت نفوذشان را با تمام جزئياتش ذكر كرده ، اما در هيچ يك از آنها نام قهرمانان خيالى سيف ديده نمىشود !
اما موضوع « بنى عم » ، ابو الفرج اصفهانى در كتاب « اغانى » خود ، انتساب ايشان را به قبيلهء تميم چنين آورده است :
آنها در زمان حكومت عمر بن خطاب ( رض ) ، در بصره بر افراد قبيلهء تميم وارد شده اسلام آوردند ، و به همراهى ديگر مسلمانان با مشركين به جنگ برخاستند و نيكو جنگيدند ، مردم عرب به ايشان مىگفتند :
اگر چه شما عرب نيستيد ، ولى برادران ما ، و جزء خانوادهء ما و ياران ما هستند ، و برادران و بنى عم ما . به همين مناسبت افراد قبيلهء مزبور را « بنى عم » خواندند ، و از جملهء اعراب و حساب آمدند .
و نيز آوردهاند كه چون بين « جرير و فرزندق » شاعر به هم خورد ، و در مقام بدگويى و هجو يك ديگر بر آمدند ، خانوادههايشان نيز به جان يك ديگر افتادند ، و در اين ميان خانوادهء بنى عم با چوب دستى به يارى خانوادهء فرزندق برخاستند ، و جرير چنين سرود :
فرزندق هيچ پناهى نداشت مگر « بنى عم » چون چوب به دست را !
برويد « بنى عم » كه منزل گاه شما اهواز ، و نهر تيرى است ، و عرب شما را نمىشناسد !
و نيز گفتهاند كه بعضى از شعرا ، « بنى ناحيه » را هجو كرده ، آنان را به خانوادهء بنى عم تشبيه كرده ، انتسابشان را به قريش به طعنه چنين بيان داشتهاند :
ما « بنى سام » را در قريش ، همانند بنى عم در ميان تميم مىشناسيم .
نتيجهء اين بحث و بررسى
ديديم كه سيف مىگويد خالد بن وليد به « حرمله ، و مثنى ، و سلمى ، و مذعور »