تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
بزرگان قبيلهء « معد و نزار » به هنگام فخر و مباهات به خود ، مىدانند كه قبيلهء ما « مضر » روشنايى بخش ديگر قبايل است . تا آن جا كه مىگويد : و اگر امواج افتخارات عرب به خود ستايى برخيزند ، امواج افتخارات ما - مضر - از همه بلندتر است ! 3 - و « ايوب بن عصبه » چنين مىسرايد : ما قبيلهء تميم پادشاهانى هستيم كه گذشتگان را به عزت رسانديم و در هر زمان زنان ديگران را به اسارت برديم ! 4 - و اين « حصين بن نيار حنظلى » شاعر و صحابى است كه مىگويد : ايرانيان در بالاتر از « دلوث » به هنگى از ما تميميان برخورد كردند ، كه خروششان چشم‌ها را خيره مىكرد . 5 - « غالب بن كليب » نيز چنين مىسرايد : ما ، در جنگ « مناذر » خيلى فعال بوديم ، در همان حالى كه « كليب و وائل » مردم تيرى را سخت بيچاره كرده بودند . ما بوديم كه بر هرمزان و ارتشش پيروز شديم و به آبادىهاى پر آذوقهء ايشان دست يافتيم . 6 - و اين « اسود بن سريع تميمى » صحابى آفريده سيف است كه مىگويد : سوگند به جان تو كه خويشاوندان ما امين بودند و آن چه را كه به ايشان سپرده مىشد سخت محافظت مىكردند . « هرمزان » بر اسب راهوارش از معركه گريخت و از ناچارى اهواز را ترك گفت . 7 - و « حرقوص بن زهير » شاعر و صحابى آفريدهء سيف چنين مىسرايد : در شهرهايى كه در هر گوشه‌اش اندوخته‌هايى وجود دارد ، ما بر « هرمزان » دست يافتيم . 8 - و اين « سلمى بن قين » صحابى مهاجر او است كه مىگويد :