بزرگان قبيلهء « معد و نزار » به هنگام فخر و مباهات به خود ، مىدانند كه قبيلهء ما « مضر » روشنايى بخش ديگر قبايل است .
تا آن جا كه مىگويد :
و اگر امواج افتخارات عرب به خود ستايى برخيزند ، امواج افتخارات ما - مضر - از همه بلندتر است !
3 - و « ايوب بن عصبه » چنين مىسرايد :
ما قبيلهء تميم پادشاهانى هستيم كه گذشتگان را به عزت رسانديم و در هر زمان زنان ديگران را به اسارت برديم !
4 - و اين « حصين بن نيار حنظلى » شاعر و صحابى است كه مىگويد :
ايرانيان در بالاتر از « دلوث » به هنگى از ما تميميان برخورد كردند ، كه خروششان چشمها را خيره مىكرد .
5 - « غالب بن كليب » نيز چنين مىسرايد :
ما ، در جنگ « مناذر » خيلى فعال بوديم ، در همان حالى كه « كليب و وائل » مردم تيرى را سخت بيچاره كرده بودند .
ما بوديم كه بر هرمزان و ارتشش پيروز شديم و به آبادىهاى پر آذوقهء ايشان دست يافتيم .
6 - و اين « اسود بن سريع تميمى » صحابى آفريده سيف است كه مىگويد :
سوگند به جان تو كه خويشاوندان ما امين بودند و آن چه را كه به ايشان سپرده مىشد سخت محافظت مىكردند .
« هرمزان » بر اسب راهوارش از معركه گريخت و از ناچارى اهواز را ترك گفت .
7 - و « حرقوص بن زهير » شاعر و صحابى آفريدهء سيف چنين مىسرايد :
در شهرهايى كه در هر گوشهاش اندوختههايى وجود دارد ، ما بر « هرمزان » دست يافتيم .
8 - و اين « سلمى بن قين » صحابى مهاجر او است كه مىگويد :
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٥٦