كردهاند ، چون « بلاذرى » به كلى اختلاف دارد . چه ، همهء تاريخ نويسان متفقند كه قبيلهء تميم كه ساكن عراق بودهاند ، به عنوان جنگ با مشركين و ديگران قدمى از سرزمين خود به سوى شمال و سرزمين روم برنداشتهاند . و اين موضوعى است مسلم ، و يك روى مسأله . روى ديگر مسأله اين است كه ، در هيچ يك از متون تاريخى ، و در هيچ نبردى از نبردهاى مسلمين نامى از زياد بن حنظله ، قهرمان افسانهاى سيف و ديگر پهلوانان نقش آفرين او برده نشده ، و از حماسههاى آتشين ايشان ، و خود ستايىهاى زياد و خاندان تميم و ديگر افتخارات آنها چيزى به چشم نمىخورد .
از اين مقايسهء كوتاه نتيجهاى كه به دست مىآيد ، اين است كه در يابيم سيف بن عمر تميمى تنها نويسندهاى است كه صحابهاى مىآفريند و نامش را زياد مىگذارد ، و او را در جنگهاى مسلمين شركت مىدهد ، و حماسههاى آتشينى برايش مىسازد .
دست آورد احاديث سيف در اين مورد
1 - مردى از قبيلهء تميم به نام « زياد بن حنظله » مىآفريند و او را صحابى رسول خدا مىنامد .
2 - زياد را شير افكنى مىنمايد كه در نبرد با روميان پيش قدم بوده ، نخستين گردى است كه قدم به سرزمين رها مىگذارد .
3 - با سرودن حماسههاى آتشين از زبان زياد براى قبيلهء خود ، قبيلهء تميم كسب افتخار مىكند و در خلال چنان سرودههايى ادعا مىكند كه اين تميميان هستند كه با هركولها ، و هراكليوسها در مىافتند و آنها را خوار و زبون مىسازند ، و فرزند امپراطور روم را مىكشند . اين تميميان هستند كه بر قنسرين ، فرمانروا مىشوند ، ميناس را از پاى در مىآورند ، و در اجنادين ، ارطبون فرمانرواى بيت المقدس را مىكشند ، و همهء زنان زيبا و بزرگ زادهء رومى را به همسرى خود در مىآورند !
4 - اين سرودها را به عنوان شاهد بر مدعاى خود ، در گنجينهء ادبيات عرب به امانت مىسپارد .
زياد بن حنظله در پست فرماندارى !
طبرى ضمن حوادث سال بيست و يكم از هجرت ، از قول سيف بن عمر روايت