تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
دادند ، و برج و باروى خود را خراب كردند ، اين جا بود كه در شگفت شديم . و نيز چنين سروده است : در آن روز كه « ميناس » با سپاهيانش به رويارويى ما پيش مىآمد ، نيزه‌هاى محكم ما ، حركت او را متوقف ساخت . سپاهيانش در بيابان پراكنده شدند ، و مردان دلاور و نيزه افكن ما با او در آويختند . گروه‌هاى ارتش ما وقتى « ميناس » را در ميان گرفتند كه سواران او به سستى گراييده بودند . و در آخر ، وقتى ميناس را رها كرديم كه در خون خود دست و پا مىزد ، و باد ، سنگ ريزه‌هاى بيابان را به صورت او و يارانش مىپاشيد . اشعار زياد در جنگ « اجنادين » چنين است : ما ارطبون ، فرمانده روميان را شكست داديم و او ، حسرت زده تا مسجد اقصى به هزيمت رفت . در آن شب كه آتش جنگ « اجنادين » فرو نشست كركس‌ها ، و لاشخورها ، بر كشته‌هاى به خاك افتادهء ايشان اقامت گزيدند . در زير خاك و غبارى كه به هوت برخاسته بود ، ما نيزه‌هاى خود را به سوى او پرتاب كرديم به طورى كه ناله‌اش به گوش رسيد . پس از اين جنگ ، ما روميان را از شام بيرون كرديم و تا دورترين جاها متواريشان ساختيم . گروه‌هاى روميان پا به فرار نهادند ، در حالى كه قلبشان از ترس از جا كنده شده بود . در آخر ، در ميدان جنگ كشته‌هاى بسيار به جاى گذاشته ، و با حالتى اسف‌بار فرار كردند . و نيز چون سروده است : حملهء سواركاران ما به روميان ، قلب مرا آرامش بخشيد ، و درد مرا درمان كرد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 124 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا