دادند ، و برج و باروى خود را خراب كردند ، اين جا بود كه در شگفت شديم .
و نيز چنين سروده است :
در آن روز كه « ميناس » با سپاهيانش به رويارويى ما پيش مىآمد ، نيزههاى محكم ما ، حركت او را متوقف ساخت .
سپاهيانش در بيابان پراكنده شدند ، و مردان دلاور و نيزه افكن ما با او در آويختند .
گروههاى ارتش ما وقتى « ميناس » را در ميان گرفتند كه سواران او به سستى گراييده بودند .
و در آخر ، وقتى ميناس را رها كرديم كه در خون خود دست و پا مىزد ، و باد ، سنگ ريزههاى بيابان را به صورت او و يارانش مىپاشيد .
اشعار زياد در جنگ « اجنادين » چنين است :
ما ارطبون ، فرمانده روميان را شكست داديم و او ، حسرت زده تا مسجد اقصى به هزيمت رفت .
در آن شب كه آتش جنگ « اجنادين » فرو نشست كركسها ، و لاشخورها ، بر كشتههاى به خاك افتادهء ايشان اقامت گزيدند .
در زير خاك و غبارى كه به هوت برخاسته بود ، ما نيزههاى خود را به سوى او پرتاب كرديم به طورى كه نالهاش به گوش رسيد .
پس از اين جنگ ، ما روميان را از شام بيرون كرديم و تا دورترين جاها متواريشان ساختيم .
گروههاى روميان پا به فرار نهادند ، در حالى كه قلبشان از ترس از جا كنده شده بود .
در آخر ، در ميدان جنگ كشتههاى بسيار به جاى گذاشته ، و با حالتى اسفبار فرار كردند .
و نيز چون سروده است :
حملهء سواركاران ما به روميان ، قلب مرا آرامش بخشيد ، و درد مرا درمان كرد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٤