« ما سلطنت و حكومت خود را به پشت گرمى نزاريان محكم ساختيم ، و به اين وسيله روى گردانان از خود را ادب كرديم . اين خالد است كه به دست ما گرفتار و اسير است ، و اگر يمنى ها مرد بودند از او به دفاع برخاستند . ما چترى از پستى و خوارى و بر سر آقا و رييسشان گسترديم . « 1 » اگر يمنى ها از قبايل به عزت و اقتدارى بودند ، به اين زودى كارهاى نيك خالد از بين نمىرفت . رييس خود را اسير و برهنه رها نمىكردند ، كه همراه ما با غل و زنجير حركت كند . يمنى ها هميشه بردگان ما بودند ، كه هميشه ايشان را به خوارى و مذلت مىكشانديم . » ( 7 )
مسعودى مىنويسد : از وليد كارهاى زشت و زننده اى سر زد كه موجب بيمارى مردم از او گرديد . و از همين موقعيت بود كه يزيد بن وليد پسر عمويش سخت استفاده كرد و مردم را عليه وليد بر انگيخت و موجب قيام آنها شد .
در قيام و كودتاى يزيد عليه پسر عمويش وليد ، يمنى ها با تمام قوا يزيد را تأييد كرده ره ياريش شتافتند و با او به خلافت بيعت كردند . « 2 » در اين كودتا ، نه تنها خود وليد كشته شد ، بلكه دو فرزندش كه ولايت عهدى او را داشتند به نام هاى حكم و عثمان نيز كشته شدند . همچنين يكى از طرف داران پر و پا قرص ايشان يعنى يوسف بن عمر كه همگى آنها در دمشق به قتل رسيدند .
اصبغ بن ذوالة الكلبى يمانى « 3 » با اشارهء به اين پيش آمد گفته است :
هامش
( 1 ) . از اين به بعد تا آخر شعر بنا به روايت طبرى است ، در ضمن طبرى مدعى است كه اين شعر را يكى از شعراى يمنى و از زبان وليد ساخته تا موجب قيام يمنى ها شود . و ابن اثير نيز اين نظر طبرى را قبول دارد به طبرى ، ج 2 ، ص 1781 ، و اين كثير ، ج 5 ، ص 104 مراجعه فرماييد .
( 2 ) . يزيد در شب جمعه 7 روز باقى مانده از جمادى الثانية 126 ه - به خلافت نشست و روز يك شنبه اول ذى الحجه 126 ه - از دنيا رفته است . مدت خلافت يزيد 5 ماه و دو روز بوده است . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 152 .
( 3 ) . اصبغ خود از اشخاصى بوده است كه در آن قيام ها مستقيماً شركت نموده - طبرى ، ج 2 ، ص 1595 - 1902 .