تاريخ مبين آن است ، كه گاه جنگ هاى خونين و چندش آورى را باعث گرديده است .
اين تعصبات ، در آخر دورهء بنى اميه به اوج شدت خود رسيد و سر انجام آن دولت را از پاى در آورد و عامل انقراضش گرديد .
مسعودى نيز در التنبيه و الاشراف مىنويسد : ( 6 )
چون دورهء خلافت به وليد بن يزيد « 1 » رسيد ، افراد قبيلهء نزار را به دستگاه خلافت نزديك و آن را گرامى داشت و منصت و دستگاه بخشيد ، و يمنى ها را از دستگاه خلافت دور كرد و مورد بى مهرى خود قرار داد و بزرگانشان را سبك و خوار شمرد . از جمله بزرگان يمنى ها كه مورد بى مهرى وى واقع شد . خالد قسرى « 2 » رييس و بزرگ خاندان يمنى ها بود ، كه زمانى پيش از روى كار آمدن وليد استان دار عراق بود . وليد كار خالد را در عهدهء يوسف بن عمر ثقفى « 3 » كه فرمان دار عراق بود گذاشت ، يوسف خالد را دستگير كرد و به كوفه برد و مورد شكنجه و عذاب خود قرار داد و عاقبت او را كشت .
وليد پس از اين واقعه و دستگيرى خالد قصيده اى ساخت و در ضمن آن يمنى ها را به باد دشنام و سرزنش گرفت و به برشمردن افتخارات نزار پرداخت و در آن از خالد قسرى كه به اسارت در چنگ نزاريان گرفتار آمده بود و اين خود نيز افتخارى محسوب مىگرديد . اشاره كرده است و ضمن آن مىگويد :
هامش
( 1 ) . وليد نوادهء عبد الملك مروان ، مادرش ام محمد ، برادر زاده حجاج معروف است . وليد روزى كه هشام از دنيا رفت به خلافت نشست در روز چهار شنبه 6 ربيع الاول 125 ه - و روز پنچ شنبه 2 روز باقى مانده از جمادى الثانية 126 كشته شد . به جمهره انساب العرب ص 84 و مروج الذهب مراجعه فرماييد .
( 2 ) . خالد قسرى استان دار عراق و فارس و اهواز و كرمانشاهان بوده است به التنبيه و الاشراف مسعودى ص 280 مراجعه فرماييد .
( 3 ) . يوسف فرزند عمر در زمان هشام حكومت بر يمن را داشت و سپس حكومت عراق در عهدهء او قرار گرفت و وليد هم او را بدين سمت ابقاء كرد . يوسف به همراه فرزندان وليد كشته شد . به وفيات الاعيان ابن خلكان ، ج 6 ، ص 68 - 110 مراجعه فرماييد .