تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
« چه كسى خبر مىدهد قبايل نزار ، بزرگان و سران بنى اميه و بنى هاشم را كه ما وليد خليفه را به قصاص خالد قسرى كشتيم ، و دو فرزند و جانشين او را همچنين بردگان بى ارزش به درهمى چند فروختيم ! » و خلف برزند خليفهء بجلى يمانى نيز چنين سروده است : « ما وليد خليفه را به قصاص خلد به روى افكنديم و دماغش به خاك ماليده شد اما نه به عنوان سجده در پيشگاه خدا . اى افراد قبيلهء نزار و معد « به خوارى و سر شكستگى و پستى خود اعتراف كنيد كه ما امير المؤمنين را به قصاص خالد كشتيم . . . » مسعودى در مروج الذهب همچنين مىنويسد : ( 8 ) كميت « 1 » شاعر قصيده اى سروده و در آن از مناقب و خوبى ها و افتخارات مضر و ربيعه ، و اياد ، و انمار فرزندان نزار سخن بسيار گفته ، و با زيبا ترين بيانى آن را شرح داده و چنين نموده كه اينان از خيلى جهات بر قحطانى ها و يمنى ها برترى و رجحان دارند . و در ضمن آن به يمانى ها سخت تاخته و آنان را دشنام و ناسزا گفته است . آن قصيده موجب آن شد كه آتش خشم و دشمنى بين دو قبيله زبانه كشد . در قسمت هايى از آن قصيده كه در زير آمده است ، كميت به طور صريح يا كنايه به داستان حبشه و تسلط آنها بر يمن سخن گفته است : « ماه آسمان ، و هر ستاره كه در آسمان است از آن ماست ، نقاط روشنى كه دست ها به سوى آنها اشاره مىكنند . خداوند از همان روز كه نزار را نام نهاد ، و در مكه ساكنشان كرد . افتخارات را تنها نصيب ما ساخت ، روى هر چيز از آن ماست ، و پشت آن از آن ديگران . بيگانگان قوى هيكل هرگز دختران نزارى را به كابين خود نگرفته اند . و چون خرانى كه بر ماديان مىكشند ، هرگز دختران نزارى با مردان سرخ
هامش
( 1 ) . كميت بن يزيد اسدى از مضر است كه در زمان بنى اميه مىزيسته و خلافت عباسيان را درك نكرده است و به علت تعصب قبيله اى هرگز هجو يمنى ها دمى نياسوده . صاحب اغانى در مورد قصيدهء فوق مىنويسد : آن 300 بيت است كه هيچ يك از تيره هاى يمن را از هجو خود بى نصيب نگذاشته - اغانى ، ج 16 ، ص 242 و 256 .