تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
را سر بسته گفتم ! » گويند مطيع به بيمارى قوم لوط مبتلا بود ! روزى جمعى از خويشاوندانش بر او وارد شدند و او را از اين كار زشت و خلاف انسانيت ره باد سرزنش گرفتند و گفتند : تو با اين مقام و شرافت منزلت كه در قبيله دارى ، و پايهء كمال و ادب ، خود را به اين كار ننگ آلود و كثيف مشغول داشته اى ؟ ! گفت : شما هم امتحان كنيد ؟ ! آن وقت اگر راست مىگوييد از انجامش خوددارى كنيد ! ! آنها پس از اظهار تنفر از او روى بگردانيد و گفتند : مرده شوى اين كارت ، و عذر و بهانه ات ، و تعارف كثيفت را ببرد . « 1 » ( 40 )

در بستر مرگ

مطيع در ماه سوم از خلافت هادى عباسى از دنيا رفت ، پزشك معالج در بستر مرگ از او پرسيد آرزوى چه دارى ؟ جواب داد آرزو دارم كه نميرم ! ( 41 ) از مطيع تنها دخترى باقى مانده بود كه به همراه زنديقانى چند او را به محضر هرون الرشيد آوردند كتاب زنديقان را خواند ، و به آن اعتراف كرد و گفت : اين دينى است كه پدرم مرا به آن تعليم داده و من از آن روى گردانيده ام . توبه اش را پذيرفتند و به خانه اش باز گردانيده اند . ( 42 ) اين شاعر با اين درجه بى شرمى و بى حيايى و كثافت كارى هايش از ندماى خلفاى اموى و عباسيان و ولى عهدهاى آنان بوده است ! خطيب بغدادى در شرح حال او مىنگارد . مطيع از ندماى منصور و پس از وى مهدى خليفهء عباسى بود . ( 43 ) در اغانى آمده كه مهدى از مطيع از اين كه در جملهء خطيبان و شعرا در آن روز ، آن حديث دروغين را براى پدرش منصور نقل كرد كه او همان مهدى موعود است . بسيار راضى و سپاس گزار شد ، و نيز آمده است : رييس پليس منصور به وى گزارش
هامش
( 1 ) . براى درك بيشتر كثافت كارى هاى مطيع به اغانى 12 / 85 مراجعه فرماييد . با اظهار نفرت از ذكر اين مطلب ، اين ها را ما از آن جهت مىآوريم كه درك زمان و موقعيت سيف بدون كشف اين قبيل كثافت كارى ها امكان پذير نمىباشد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 69 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا