كه آمادهء پذيرش اين دين است ، وگر نه ، چنآن چه دين مانى را دوست داشته باشد و نتواند همهء اين ها را ترك كند ، با گرايش به عبادت ، عبادتى كه مانى مقرر داشته ، و دوست داشتن صديقين ، فرست آمادگى براى ورود به دين را براى خود نگه دارد . ( 47 )
شايد اينان ، اين مسامحه و اجازهء دينى مانى را از حد خود گذرانيده باشند كه تا به اين پايه از مقام انسانيت به پرتگاه بى شرمى و بى حيايى سقوط كرده اند .
ما در شرح حال مطيع به موضوعى بر خورديم كه بارز ترين دليل بر زنديق بودن او است و آن داستان بنا بر آن چه نقل كرده اند چنين است كه : تنها دخترى كه از مطيع به حاى مانده بود به همراه جمعى از زنديقان به خدمت هرون الرشيد آوردند ، دختر مطيع كتاب زنديقان را در محضر خليفه بخواند و به زنديق بودن خود اعتراف كرد و گفت : اين دينى است كه پدرم مرا به آن تعليم داده است . ( 48 )
كوتاه سخن اين كه
اين سه تن نمونه اى از زنديقان و پيروان مانى بودند كه رفتار و كردارشان بهترين نمودار نحوهء فعاليت و نشاط مانويان در زمان سيف بن عمر است ، و به خوبى آن را نشان مىدهد .
چه نخستين آنها ، كتاب هاى مانويان را ترجمه مىكند و در ميان مسلمانان منتشر مىسازد .
و دومى بسيار مىكوشد تا در جامعهء اسلامى ، بى بند و بارى ، بى شرمى و بى حيايى ، فسق و فجور و كثافت كارى را منتشر كرده ، مردم را به پشت پا زدن به هر چه قوانين اخلاقى و انسانيت و مردمى است سوق مىدهد . و با اين همه امتيازات حيوانى كه دارد ، مهدى خليفهء عباسى به پاس اين كه در حديثى بروز گرفتن بيعتش از او تجليل كرده است ، از او حمايت و پشتيبانى مىكند .
و سومى پر كار و حرارت ، هر زمان در جايى ، گاهى در مكه با امام صادق در مورد حكمت حج و آيهء قرآن به مناظره مىنشيند ، و عقل و خرد حجاج را به