تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
مسخره مىگيرد و زمانى در مسجد پيامبر خدا در مدينه ، خداى محمد را استخفاف مىكند ، و روزگارى نيز در بصره در كمين نو جوانان مىنشيند و آنان را گمراه مىسازد . او ، در همه جا با كوششى خستگى نا پذير در خراب كردن عقايد مسلمانان و ايجاد اختلاف و ترديد در افكار آنان به جان مىكوشد . او ، و دو هم تاى ديگرش از روى عمد ، و علم و اطلاع كامل از انجام هر عملى كه باعث ايجاد شكاف و تزلزل فكرى در اساس نظام اجتماعى مسلمين باشد روى گردان نيستند ، تا اين كه سر انجام با تحديدى كه از وى به عمل آمد ، از بصره به كوفه گريخت ، و در آنجا نيز كار رسواييش بالا گرفت و به زندان افتاد و حكم مرگش صادر شد . در چنان بود كه شفاعت كنندگان از او كه همه از نظر عقيده متهم به زندقه بودند به تكاپو مىافتند و كار را بر خليفه سخت مىكنند تا سر انجام دستور خليفه داير به خوددارى از كشتنش به نام فرمان دار كوفه صادر مىشود . ولى پيش از رسيدن دستور مقام خلافت شمشير حق فرود مىآيد و كارش يكسره مىشود . او هنگامى كه شمشير را بالاى سر خود مىبيند و يقين به مرگ مىكند مىگويد كه چهار هزار حديث جعل كرده است كه حلال را حرام ، و حرام را حلال جلوه داده و كارى كرده كه مردم در موقع روزه افطار كنند و زمانى كه بايد افطار كنند روزه بدارند .

[ 4 - ] واينك سيف خطرناك ترين زنديق

از زنديقان ، آنهايى كه حديث جعل كرده اند تنها به اين عده كه ما نام برديم منحصر نيستند ، بلكه آنان كه در اين مورد فعاليتى داشته اند تعدادشان بسى بيشتر از اين ها است . ابن جوزى در كتاب خود به نام ( الموضوعات ) مىنويسد : زنديقان در مقام آن بودند كه شريعت اسلام را فاسد كنند و در دل بندگان خدا شك و ترديد ايجاد نمايد ، پس دين را بازيچه دست خود قرار دادند . آن گاه داستان ابن ابن العوجاء را مىآورد و در پايان از قول مهدى خليفهء عباسى چنين نقل مىكند كه مىگفت : زنديقى پيش