گردند به ايشان برسيد . پس سپاه سعد با به گذر گاهى در منطقه قطربل برد ، و نخستين كسى كه از سپاه اسلام در آن نقطه قدم در آب گذاشت ، هاشم فرزند عتبه بود كه با افراد پياده نظام خود به آن رودخانه زدند . چون هاشم و افرادش از رودخانه گذشتند سواره نظام هاشم نيز به دجله زدند و پس از ايشان سعد وقاص دستور داد تا سواره هاى عرفطه از دجله عبور نمايند و پس از ايشان بقيهء سپاه به دجله زدند و از آن گذشتند . . . .
ابن حزم نيز در جمهرهء خود مىنويسد :
سليل بن زيد از بنى سنبس ، تنها كسى بود از سپاهيان اسلام كه روز عبور از دجله به سوى مدائن در رودخانه غرق شد ، و به جز او ، در آن روز كس ديگرى غرق نشده است . ( 7 )
بررسى سند
طبرى براى حديث اول سيف ، يعنى آن قسمت از داستان كه از تحير سعد در كنار دجله سخن مىگويد ، تا خطابش را به سپاهيان ، و پيش قدم شدن عاصم و بالاخره تصرف ساحل و ورود به مدائن در صفر سال شانزد هجرى راويى را معرفى نمىكند ، و سندى به دست نمىدهد .
اما در حديث دوم . سيف داستان را از زبان ( مردى ) روايت مىكند كه ندانستيم نام او را سيف چه خيال كرده است تا به دنبالش در فهرست نام راويان بگرديم .
سند حديث هاى پنجم و هفتم او محمد ، و مهلب ، و طلحه مىباشند كه در گذشته دانستيم كه چنين راويانى وجود خارجى نداشته اند و از مخلوقات تخيلات سيف هستند .
همچنين در حديث پنجم نام عمير الصائدى را نيز به عنوان راوى آن خبر آورده است كه ما نام عمير الصائدى را جز در حدى سيف در هيچ جاى ديگر نيافتيم ، روى اين اصل عمير را نيز جزء گروه راويان ساختگى سيف به حساب آورديم .
اما حديث هاى سوم و چهارم را به راويانى نسبت مىدهد كه در حقيقت وجود