تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ابو نعيم نيز پاره اى از اين احاديث را مستقيماً از سيف گرفته و در كتاب خود به نام دلائل النبوه ثبت كرده است . اما ديگران . در مورد عبور سپاهيان از دجله چه مىنويسند ؟ حموى در شرحى كه بر كوفه نوشته است پس از اشاره به رستم فرخ زاد فرمانده كل قواى پارسيان و نبرد قادسيه مىنويسد : كشاورزان ايرانى ، با راهنمايى كردن لشكر اسلام به نقاط ضعف سپاهيان پارس ، هم بستگى و علاقمندى خود را با مسلمانان ابراز مىداشتند ، و با دادن هدايايى به آنها ، و داير كردن بازار هاى روز براى ايشان ؛ خود را بيشتر به اسلام و سپاه ايشان نزديك مىساختند تا وقتى كه سعد بن ابى وقاص براى دست يا بى به يزدگرد عنان عزيمت به جانب مدائن كشيد . . . تا آن جا كه مىگويد : در كنار دجله گذر گاه و پلى كه بتواند سپاه خود را از آن عبور دهد نيافت تا اين كه در كنار آبادى صيادين قسمت جنوبى مدائن او را به گذر گاهى راهنمايى كردند كه به علت عمق كم دجله در آن جا ، عبود سوار و پياده به سادگى امكان پذير مىنمود . سعد با افراد خود از آن نقطه به دجله زدند و از آن عبور كردند . خطيب در ترجمهء هاشم در تاريخش مىنويسد : چون در نبرد قادسيه خداوند دشمن را شكست داد و پارسيان به مدائن عقب نشينى كردند ، سعد با لشكر اسلام آنان را تعقيب كرد و براى عبور از دجله راهنمايى از اهالى شهر مدائن گذر گاه كم عمق قطربل را براى عبور سپاهيان به سعد راهنمايى كرد . سعد نيز با سپاهيان خود از همان نقطه از دجله عبور كرد و به مدائن تاخت . . . طبرى نيز به تفصيل اين داستان را از قول ابن اسحق چنين روايت مىكند : چون سپاه اسلام با همه آلات و اموال خود به كنار دجله رسيد ، سعد در مقام يافتن گذر گاهى بر آمد ، ولى راهى براى عبور از دجله نيافت . تا اين كه راهنمايى از اهالى شهر مدائن به خدمت سعد آمد و به سعد گفت : من مىتوانم شما را از گذر گاه كم عمقى عبور دهم تا پيش از آن كه آنها - دشمن - بتوانند كاملًا از دسترس شما دور