تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
پايين مىبردند . مسلمين پيش مىرفتند و هر گاه در اين پيشروى اسبى خسته مىشد ، قسمتى از زمين دجله از كف رود خانه بالا مىآمد و درست زير چهار دست و پاى اسب خسته قرار مىگرفت و آن اسب رويش به استراحت و رفع خستگى مىپرداخت آن طور كه گويى اسب بر روى زمينى خشك ايستاده است ! ! در اين پيشروى به سوى مدائن ، امرى شگفت انگيزتر از اين صورت نگرفته است . و اين روز ، روز آب بود - يوم الماء - كه آن را روز قطعه زمين ها - يوم الجراثيم - نيز ناميده اند . 7 - و باز در حديثى ديگر از زبان راويى ديگر مىگويد : عده اى روايت كرده اند ، روزى كه سپاه اسلام به دجله زدند كه از آن عبور كنند روز قطعه زمين ها ناميده شد زيرا هر فرد سپاهى كه خسته مىشد فرداً يك قطعه زمين از كف رودخانه بالا مىآمد تا زير پاى آن فرد خسته قرار مىگرفت و او روى آن مىايستاد و خستگى را از خود دور مىكرد ! 8 - و در حديثى ديگر از قول راويى ديگر چنين مىگويد : ما خود را به دجله زديم در حالى كه امواج آن سخت بالا مىزد و چون به عميق ترين نقطهء آن رسيديم آب در آن جا حتى به تنگ اسب سوار هم نمىرسيد ! 9 - و بالاخره در حديثى ديگر از قول راويى ديگر مىنويسد : راوى مىگويد : در آن هنگام كه به سوى مدائن پيش مىرفتيم ، وقتى كه پارسيان عبور كرد ما را از دجله مشاهده كردند ، ما را به ديوان تشبيه كرده به زبان پارسى به يك ديگر مىگفتند : ديوان آمدند ! عده اى هم مىگفتند به خداى سوگند كه ما با انسان ها جنگ نمىكنيم بلكه ما با جنيان مىجنگيم . پس همگى روى به گريز نهادند .

انتشارات روايات سيف در كتب تاريخ

همهء اين روايات نه گانه را طبرى از قول سيف در كتاب خود آورده است . و ديگر تاريخ نويسانى كه بعد از او آمده اند ، بدون اين كه به سند احاديث آن اشاره اى كرده باشند همه را از طبرى گرفته و در تاريخ هاى خود ثبت كرده اند .