تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
سعد وقاص پيش از آن كه فرمان دهد تا سپاهيان به آب بزنند در ساحل رود ايستاده و عاصم و سپاهيان او را كه در رودخانه با دشمنان مىجنگيدند مىنگريست كه بى اختيار گفت : به خداى سوگند ! اگر گردان خرساء - افراد تحت فرماندهى قعقاع كه سيف آن را خرساء ناميده بود - به جاى آنان بود و با دشمن نبرد مىكرد ، همين طور نيكو و پر ثمر مىجنگيد : و به اين وسيله گروه اهوال - افراد تحت فرماندهى عاصم كه سيف آن را اهوال نام گذاشته بود - را كه در آب و ساحل نبرد مىكردند به گروه خرساء تشبيه كرده است . . . تا آن جا كه مىگويد : چون تمامى گروه اهوال تحت فرماندهى عاصم قدم به ساحل گذاشتند و آن را به تصرف خود در آوردند ، سعد وقاص به همراه بقيه سپاهيان به دجله زد و سلمان فارسى در اين هنگام دوشادوش سعد در آب حركت مىكرد و آن رود عظيم و پهناور از سواره اظام اسلام پر شده بود ، در آن موقع سعد چنين دعايى را خواندن گرفت : « خداى ما را بس است و هم نيكو ترين پناه گاه است . قسم به خدا كه ايزد دوست دارانش را يارى فرمايد ، و آيينش را آشكار سازد ، و دشمنش را از پاى در آورد ؛ در صورتى كه در لشكر گمراه و يا بزه كارى راه نيابد ، و زشتى ها بر خوبى ها فزونى نگيرد . » سلمان روى به سعد كرد و گفت : دين اسلام دينى است جديد ، خداوند درياها را به فرمان مسلمين در آورد ، هم چنان كه سرزمين ها را در برابرشان تسليم ساخت ! قسم به آن كس كه جان سلمان به دست اوست از اين رود پهناور همگى گروه گروه به سلامت بيرون خواهند شد ، هم چنان كه گروه گروه در آن پاى گذاشته اند و يك تن از آنها از بين نخواهند رفت . رود دجله از افراد سپاهى اسلام سياهى مىكرد بدان سان كه از ساحل آبى ديده نمىشد ، و افراد بيشتر از آن كه در خشكى با يك ديگر گرم گفت و گو بودند ، در آب با هم سخن مىگفتند و همانطور كه سلمان پيش بينى كرده بود ، همگى سالم از آب بيرون آمدند ، نه هيچ كس غرق شد ، و نه چيزى از اموال آنها از دست رفت .