تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
دسترسى به ايشان ممكن نيست . در خالى كه آنان به وسيلهء كشتى هاى خود به شما دسترسى دارند و هر وقت كه بخواهند به وسيلهء آنها مىتوانند بر شما بتازند . . . تا آن جا كه گفت : اين را بدانيد كه من تصميم گرفته ام تا از دجله عبور كرده بر آنها حمله برم . سپاهيان دسته جمعى و با يك صدا گفتند : خداوند رهنمون ما و تو باد هر چه مىخواهى فرمان ده ! و سپاه خود را براى عبور از دجله آماده ساخت . سعد گفت : چه كسى از بين شما پيش مىافتد تا ساحل رو به رو را تصرف كرده پاس دارد ، و بقيهء افراد با اطمينان و ايمنى به او بپيوندند ، و سپاه خصم نتواند مزاحمتى در پيشرفت ايشان در دجله ايجاد نمايد ؟ عاصم بن عمرو پهلوان نام آور عرب نخستين كسى بود كه قدم پيش گذاشت و آمادگى خود را براى انجام فرمان سعد اعلام داشت . پس از عاصم ششصد تن شجاع و رزم آور به عنوان هم كارى با عاصم قدم پيش گذاشتند . سعد عاصم را به فرماندهى آن دسته ششصد نفرى برگزيد . عاصم با افراد خود به كنار دجله رفت و آنان را مخاطب ساخته گفت : از ميان شما چه كسى با من پيش مىتازد تا ساحل آن سوى دجله را از چنگ دشمن بيدون آوريم و از آن پاس داريم تا بقيه به ما ملحق شوند ؟ از آن جمع شصت تن قدم به جلو گذاشتند . عاصم آنها را به دو دستهء سى نفرى تقسيم كرد و بر اسب و ماديان نشانيد تا حركتشان در آب و پيشروى به سوى ساحل مقابل آسان تر باشد ، و سپس به همراه آن عدهء شصت نفرى به دجله زد . چون پارسيان آن دسته را در حال پيشروى به سوى خود ديدند به شمارهء آن سواران ، او قواى خود سوارانى به مقابلهء آنها فرستادند . گروه شصت نفرى سواران ايران در دجله با قواى شصت نفرى عاصم كه با شتاب به ساحل نزديك مىشدند رو به رو گرديد . عاصم در اين موقع به افراد خود بانگ زد : نيزه ، نيزه ! نيزه هاى خود را به سوى پارسيان دراز كنيد و چشم هايشان را نشانه بگيريد و پيش رويد . سواران عاصم چشم هاى دشمن را نشانه گرفتند و پيش رفتند و پارسيان چون چنين ديدند عقب نشستند ولى مسلمانان خود را به آنها رسانيده تيغ در ميانشان نهادند و همه را از پاى در آوردند
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 310 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا