عاصم در جنگ نمارق
هذا و اكثر من هذا من نتائج خيال سيف الخصب
اين داستان و داستان هاى فراوان ديگر همه زاييده خيال خلاق سيف است .
( مؤلف )
داستان نبرد نمارق
طبرى داستان نبرد ( نمارق ) « 1 » را از سيف چنين آورده است :
« مسلمانان با قواى ايرانيان در نمارق به سختى جنگيدند ، تا اين كه خداوند دشمن را شكست داد و دنبالهء فراريان دشمن به كسكر رسيد . »
و در خبر سقاطيه كسكر مىنويسد :
كسكر از املاك نرسى پسر دايى پادشاه ايران بود و زير نظر شخص او اداره مىشد ، از جمله محصولاتى كه در اين منطقه به عمل مىآمد خرماى منطقهء نرسيان بود كه سخت شهرت داشت و چنان ارزنده و كم ياب بود كه تنها در سفره سلطنتى به مصرف مىرسيد ، و شاه از آن ميل مىكرد ، و يا به هر كس كه نزد او مقام و احترامى داشت از آن
هامش
( 1 ) . نمارق را معجم البلدان چنين معرفى كرده است : مكانى است نزديك به كوفه ، نمىدانم اين كلمه را با تفسيرش از خلال احاديث سيف گرفته است يا نه .