هدايايى ترتيب داده انواع و اقسام خوراكى هاى ايرانى را به طور جداگانه هم براى ابو عبيد و هم براى عاصم بن عمرو و تهيه ديده به خدمت آنها بردند . ابو عبيد به گمان اين كه عاصم را چنين سفرهء رنگينى نيست ، او و تمام افرادش را به مهمانى خويش فرا خواند . عاصم در پاسخ دعوت ابو عبيد اشعار زير را سروده و فرموده است :
« ابو عبيد ! اگر تو را كدو و سبزى ، و جوجه و مرغ هست ، نزد فرزند فرخ نيز بريانى و فلفل سبز ، و نان هاى نازك تا شده با سبزى و جوجه مرغ مىباشد . »
و نيز عاصم بن عمرو سروده است :
« صبوحى در بقايس به خاندان كسرى نوشانيديم كه از نوع شراب هاى دهات عراق نبود . شرابى كه به آنها نوشانيديم ، جوان مردان دلاورى بودند كه بر اسب هاى راهوار سوار بودند از نژاد اسب هاى قوم عاد ! »
واژه هاى ساخته سيف در معجم البلدان
از آن جايى كه نام هاى اماكنى چون سقاطيه كسكر ، و نرسيان ، و مرج مسلح ، و هوافى در اين روايت آمده است . ياقوت حموى با اعتماد برسخنان سيف در معجم البلدان خود به شرح آنها پرداخته از جمله در ترجمهء سقاطيه مىنويسد :
سقاطيه ناحيه اى است از كسكر در سرزمين واسط . كه ابو عبيد در آن جا با نرسى فرمانده سپاه پارسيان به نبرد پرداخت و ايشان را به سختى شكست داد : و در ترجمه نرسيان مىنويسد :
نرسيان ناحيه اى است در عراق بين كوفه و واسط كه نامش در كتاب فتوح سيف بن عمر آمده است . و شايد نام آن نرسى يا چيز ديگرى باشد و خداى داناتر است و عاصم بن عمرو از آن جا چنين ياد كرده است :
صبح گاهان كه در كسكر با حاميان نرسيان روبه رو گرديديم ، آنها را با شمشيرهاى سفيد و براق خود رانديم . به روزهاى نبرد ، اسب هاى تند رو و شترهاى جوان را با خود برديم ؛ و جنگ هميشه آبستن حوادث است . سرزمين نرسيان را پايمال