سنجش روايات سيف با روايت ديگران
اين بود خلاصهء ان چه در پايان هم كارى عاصم و خالد آورده بود ولى گفتار مورخين ديگر چنان كه در زير مىآيد ساختگى آن را روشن مىسازد .
ابن عساكر از ابن اسحق در اين باره روايت مىكند :
در آن موقع كه خالد بن وليد در حيره بود ، ابو بكر نامه اى به او نوشت و دستور داد كه با افراد دلير و كار آمد سپاه خود به يارى سپاهيان اسلام در شام بشتابد ، و بر بقيه افراد خود كه از كار افتادگاه و افراد ناتوان سپاه را تشكيل مىدهند ، مردى از خود آنها را فرماندهى دهد . اين عساكر متن نامهء ابو بكر را چنين آورده است :
اما بعد از عراق بيرون شو ، و عراقيان را ، آنها كه در محل بودند و تو برايشان وارد شدى بر جاى گذار ، و سبك بار با ياران نيرومندمان ، آنان كه از يمامه با تو به عراق آمده اند ، و يا از حجاز آمده در راه به تو پيوسته اند ، حركت كن . . . .
بررسى سند
محمد و مهلب و ظفر بن دهى راويان ساختگى سيف سند اين داستان مىباشند كه در داستان قعقاع مكرر به نامشان برخورد كرده ايم .
و نيز طلحه سند اين حديث است كه نام طلحه در احاديث سيف بين دوراوى مشترك است كه يكى از آنها از راويان ساختگى او است و در اين جا ندانستيم مراد سيف كدام يك از اين دو مىباشد .
و نيز مردى از قبيلهء بنى سعد را راوى معرفى مىكند كه ندانستيم نامش را سيف چه خيال كرده تا در باره اش تحقيق كنيم .
سنجش سخن سيف با ديگران
سيف مىگويد كه خليفه ابو بكر ، به خالد بن وليد دستور داد تا نيمى از افراد