تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كرديم ، و خرماى نرسيان بر همهء ساكنان دباواصافر ارزانى و مباح گرديد ! » و در ترجمهء مسلح مىگويد : مرج مسلح در عراق واقع است ! كه نامش را عاصم بن عمرو در اشعارش در ايام فتوح عراق آورده است ، و مصيبتى را كه به ايرانيان از جانب مسلمين رسيده ، و تلفات سيگين و خسارات مالى و جانى فراوانى را كه متحمل شده اند در آن بيان داشته است ، آن جا كه مىگويد : به جان خودم سوگند كه جانم بى مايه نيست : و بقيه اشعارش او را تا به آخر مىآورد . و در ترجمهء هوافى مىگويد : هوافى مكانى است بين كوفه و بصره ! كه نامش در اشعار عاصم بن عمرو كه سوار كارى دلير در سپاهيان ابو عبيد ثقفى بود آمده است آن جا كه مىگويد : « آنان را ما بين مرج مسلح از پاى در آورديم . . . » حموى به شرح اين اماكن در كتاب معجم البلدان خود پرداخته است تنها به حكم اين كه به سخنان سيف اعتماد داشته ولى مصدر آنها را كه سيف است در آنها ذكر نكرده است .

سنجش روايت سيف با روايت ديگران

اين ها و جز اين ها ، همه محصول خيال پردازى ها و افسانه سازى هاى سيف است و حال آن كه حقيقت غير از اين ها است زيرا ديگران بر خلاف او گفته اند مانند : بلاذرى كه در مورد فتوح ابو عبيد در عراق مىنويسد : گروهى از سپاهيان پارس در منطقه درتى اجتماع كرده بودند . ابو عبيد با سپاهيان خود به آن جا حمله برد و ايرانيان را شكستى سخت داد تا به كسكر رسيد . و از آن جا به جالينوس كه در باروسيما بود عزيمت كرد . اندرزگر مرزبان آن منطقه با ابو عبيد از در صلح در آمد و حاضر شد كه براى هر يك از افراد اهالى محل چهار درهم جزيه پرداخت نمايد و ابو عبيد اين پيشنهاد صلح را پذيرفت . پس از آن ابو عبيد
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 289 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا