تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
و مسلمين فراريان را تا خانقين تعقيب مىكنند ، جمعى كشته و عده اى اسير مىشوند كه مهران اسپهبد پارس نيز جزء كشته شدگان مىباشد . قعقاع پيشروى خود را تا قصر شيرين ادامه مىدهد ، و مرزبانان حلوان را مىكشد ، و پايگاه و شهرش را تصرف مىنمايد و در همان جا اطراق مىكند تا زمانى كه سعد به كوفه باز مىگردد ، در آن وقت قباد خراسانى را به جاى خود به حكومت مىگمارد و خود به همراهى سعد وقاص به كوفه باز مىگردد . قعقاع در جلولاء و حلوان به مناسبت اشعارى مىسرايد . ابو عبيد در شام از خليفه عمر تقاضاى كمك مىكند ، و خليفه به سعد دستور مىدهد تا قعقاع را به فرماندهى سپاهى به يارى ابو عبيد به شام گسيل دارد . قعقاع با چهار هزار مرد جنگى به شام عزيمت مىكند . و چون خبر حركت قعقاع و سپاهيانش به مشركين مىرسد ، دست از محاصرهء ابو عبيد بر مىدارند و پراكنده مىشوند ، و ابو عبيد پيش از رسيدن قواى كمكى قعقاع ، حمص را بار ديگر به تصرف خود در مىآورد ، و عمر دستور مىدهد تا قعقاع و سپاهيانش را در غنايم جنگى شركت ده و قعقاع به همين مناسبت اشعارى مىگويد .

در نبرد نهاوند

در نهاوند ، ايرانيان به قلعه پناه مىبرند ، و جز به خواست خود از آن بيرون نمىشوند . كار محاصرهء قلعه نهاوند وسيلهء مسلمانان به درازا مىكشد ، و عاقبت قعقاع تدبيرى مىانديشد و جنگ را آغاز مىكند و حمله مىنمايد . و چون مشركين در مقام دفاع برمى آيند ، مسلمين روى به هزيمت مىگذارند ، ايرانيان آنها را دنبال مىكنند و مسلمين مرتباً عقب مىكشند تا به اين وسيله دشمن را از قلعه و پناهگاهشان بيرون كشيده از آن جا دور مىسازند تا جايى كه جز دژبانان كسى در قلعه باقى نمىماند ، كه ناگاه مسلمين بر مىگردند و شمشير در ميان آنها مىگذارند و از كشتهء آنها پشته مىسازند زمين را قشرى ضخيم از خون آنها فرا مىگيرد و لغزنده مىشود طورى كه