تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
قعقاع با يك هزار تن افراد تحت فرماندهى خود با شتابى هر چه تمام تر منازل را يكى پس از ديگرى پشت سر مىگذارد و به روز اغواث به سرزمين موعود و نبردگاه قادسيه مىرسد . او افراد خود را به دستجات ده نفرى تقسيم مىكند ، و فرمان مىدهد كه آنها در فواصل يك قدرت ديد به ميدان نبرد وارد شوند تا كثرت دستجات موجب تقويت روحيهء سربازان اسلام گردد و خود در مقدمهء دسته اول حركت مىكند و سپاه را به رسيدن قواى كمكى دل گرم مىسازد و به آنان مىگويد : هر چه من مىكنم شما هم به جاى اوريد : آن گاه يك تنه به ميدان مىرود و هماورد مىخواهد و ذو الحاجب اسپهبد دشمن را كه كشنده مثنى بوده است مىكشد و بيرزان پارسى ، يكى از فرماندهان دشمن را نيز به خاك و خون مىافكند . سپاهيان اسلام او را به يك ديگر نشان مىدهند و مىگويند كه اين همان پهلوانى است كه ابو بكر در باره اش گفته است : سپاهى كه چنين گردى در آن باشد هرگز شكست نخواهد خورد ! و سپاهيان قعقاع طبق دستور او هم چنان تا شام گاهان در دستجات ده نفرى به سپاه اسلام مىپيوندند ، و با ورود هر دسته قعقاع تكبير مىگويد ، و مسلمين نيز تكبير مىگويند ، دوستان قوى دل مىشوند و دشمنان هراسناك و پريشان . و هم در اين نبرد است كه قعقاع افراد تميمى را فرمان مىدهد تا بر شتران خود پارچه اى بكسند و آنها را چنان بيارايند تا چون پيلان به نظر آيند ، و در گروه ده تايى آنها را بر اسب هاى پارسيان عرضه كنند تا آنها را به وحشت اندازند و شكاف در صفوف سواره نظام دشمن ايجاد كنند ، و چابك سواران تميم نيز از آنها حمايت نمايند . و در شب عماس ، قعقاع افراد خود را دور از چشم دوست و دشمن و به پنهانى به همان مان مىبرد كه در روز اغواث نگه داشته بود ؛ ولى اين بار دستور مىدهد تا افراد وى به همان ترتيب دوز اغواث و در گروه صدتايى به نبرد گاه روى آورند ! و چون
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 257 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا