تويى نخواهند زاييد !
گردان قعقاع كه به اهوال معروف بوده است نخستين سپاهى بوده كه قدم به مدائن گذاشته است .
و نيز قعقاع در تعقيب فراريان لشكر شكست خودرهء پارس به شخصى برخورد مىكند كه جمعى را به حمايت خود گرفته است ، قعقاع آن مرد را مىكشد و به داراى او كه بر دو رأس چارپا بار كرده بود دست مىيابد و آنها را به غنيمت مىگيرد ، و چون در آنها نظر مىافكند ، جنگ افزار پادشاهان ايران و روم و ترك و عرب را مشاهده مىكند ، و سعد وقاص فرمانده كل قواى اسلام ، از آن همه غنيمت كه قعقاع به دست آورده ، شمشير هراكليوس امپراطور روم ، و زره بهرام را به قعقاع مىبخشد ، و بقيهء را ب مدينه خدمت خليفه عمر مىفرستد .
در نبرد جلولاء
در نبرد جلولاء ، خليفه سعد را دستور مىدهد تا قعقاع را به فرماندهى گروه پيشتازان مأمور فتح جلولاء منصوب ، و پس از فتح حكومت نواحى غربى ايران را تا كوفه در عهدهء قعقاع گذارد و او را به اين سمت منصوب سازد . قعقاع به جلولاء عزيمت مىكند و پارسيان را كه در پناه سيگر هاى خود موضع گرفته اند به محاصره مىگيرد ، ولى ايرانيان با پراكندن آهن پاره ها در پيرامون خود مواضعى براى عبور و تجاوز مسلمين ايجاد مىكنند و فقط راهى براى خود باقى مىگذارند و جز در مواقع لزوم و دل خواه از پناه گاه هاى خود بيرون نمىشوند و اين وضعيت مدت هشتاد روز به طول مىكشد .
قعقاع كه در اين مدت منتظر فرصتى مناسب بوده است ، با يك حمله غافلگير كننده تنها راه ورود به سنگرهاى دشمن را تصرف مىكند و با نيرنگ جنگى مسلمين را به نبرد و حملهء به دشمن تشويق مىنمايد ، و همين امر موجب شكست دشمن مىگردد ، و مشركين يكصد هزار كشته بر جاى مىگذارند و بقيه مىگريزند ،