صد نفر اول از نظر ناپديد شدند ، صد نفر ديگر حركت كنند ، و به همين ترتيب بقيه نفرات . و با اين نيرنگ جنگى ، در اين روز هم مسلمانان چون روز اغواث به رسيدن قواى كمكى قوى دل مىگردند .
و چون سعد وقاص مىبيند كه گردان پيل سوار ايران چگونه صفوف سپاه اسلام را در هم پيچيده و آن را پراكنده و متفرق ساخته است ، به قعقاع و برادرش عاصم فرمان مىدهد تا كار فيل سفيد ، پيشتاز بقيهء پيلان را بسازد كه قعقاع و برادرش چشم ها آن پيل را كور مىكنند وقعقاع خرطوم آن را با يك ضربت شمشير قطع مىنمايد و بالاخره آن را مىكشد و حماسه اى جاويدان در اين مورد مىسرايد .
در نبرد ليلة الهرير ، قعقاع پيش از ديگران به ميدان نبرد مىشتابد ، و با ايراد يك سخنرانى آتشين ، يپاه را به پيكار با دشمن بر مىانگيزد ، و با يارى و پايمردى ديگر قهرمانان و دلاوران رستم فرمانده كل قواى دشمن را مىكشد ، و سپاه مشركين را تار و مار مىكند و در برابر سى و چند واحد از دلاوران ايرانى ، هماوردانى نيز از سپاه مسلمين به مبارزه بر مىخيزند كه در آن ميان قعقاع هماورد خود قارن را به خاك هلاك مىافكند ، و بقيهء ايرانيان يا كشته مىشوند و يا مىگريزند و سعد وقاص دستور تعقيب فراريان را صادر مىكند و در پايان سعد با سرودن اشعارى به ستايش و تمجيد قعقاع مىپردازد .
بر اثر نبرد قادسيه يك هزار و هفتصد بانوى قحطانى كه شوهران خود را از دست داده اند به همسرى مهاجرين از قبيلهء مضر در مىآيند كه يكى از آنها خواهر هنيده همسر قعقاع بوده و او به وسيلهء خواهرش نظر قعقاع را براى انتخاب جفت جويا مىشود ، و قعقاع با سرودن اشعارى او را راهنمايى مىكند و اشعارش نيز در فتح بهرسير مىسرايد .
به هنگام عبور سپاهيان از رود دجله ، غرقده از قبيلهء بارق از پشت زين به درون آب دجله مىغلطد كه قعقاع دست او را مىگيرد و از دجله عبورش مىدهد و غرقده مردى سخت نيرومند بوده است درمقام ستايش قعقاع مىگويد : زنان ديگر چون
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٥٨