تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كوفه هستند كه قعقاع به آنان مىگويد : خواستهء شما عملى مىشود . سپس دستور مىدهد كه متفرق شوند ، و از اجتماعشان در مسجد كوفه جلوگيرى مىنمايد . و چون مالك اشتر آشوبگران را تحريك مىكند تا از ورود استاندار كوفه جلوگيرى به عمل آورند ، و معاون استاندار به نصيحت آنها بر مىخيزد و مانع آشوب آنها مىشود ، قعقاع معاون استاندار كوفه را امر به صبر و شكيبايى مىكند كه او هم مىپذيرد و به خانهء خود مىرود . و چون بار ديگر سبائيان در مسجد كوفه اجتماع مىكنند و از عثمان به بد گويى مىپرازند ، قعقاع سبائيان را آرام مىكند ، و وعده مىدهد واليانى كه عثمان تعيين كرده است همه از كار بر كنار روند وخواستهء آنها عملى شود . و زمانى كه عثمان از مردم شهرها يارى خواست تا او را از محاصره برهانند ، قعقاع از كوفه ، و ديگران از شهرهاى ديگر به يارى عثمان بيرون مىشوند و روى به جانب مدينه مىگذارند و چون سبائيان كه عثمان را به محاصره گرفته بودند از حركت ياران عثمان به سوى مدينه آگاه مىشوند كار عثمان را يكسره مىسازند و او را مىكشند كه با شنيدن خبر كشته شدن عثمان ، قعقاع نيز به كوفه باز مىگردد .

قعقاع در دوران على

و آن گاه كه امام على ( ع ) از كوفيان براى جنگ جمل در بصره يارى خواست و ابو موسى اشعرى در اين مورد كار شكنى كرد ، و بين او و مردم اختلاف افتاد ، قعقاع به عنوان شخصيتى مصلح پا در ميانى مىكند و مردم را نصيحت مىنمايد و آنان را بر مىانگيزد تا دعوت امام را براى اصلاح جامعه اجابت كنند ، و مردم هم سخن او را مىشنوند و به سپاه امام مىپيوندند ، و خود قعقاع نيز از جملهء بزرگان و فرماندهانى است كه با پنج هزار تن به خدمت على ( ع ) مىرسد . « 1 » امام دستور مىدهد تا قعقاع به سمت سفير صلح و آشتى ، و ايجاد هماهنگى نزد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى چاپ اروپا ، ج 1 ، ص 316 .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 262 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا