تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
طلحه و زبير و عايشه برود ، كه بر اثر فعاليت هاى قعقاع و حسن نيت او اختلاف و تفرقه مىرفت كه به برادرى و صلح و آشتى انجامد ، ولى سبائيان شيرازهء اين آشتى را از هم گسيختند و شبان گاه بدون علم و اطلاع و رضايت طرفين ، آتش جنگ را بر افروختند . قعقاع به همراهى امام در نبرد شركت جست ؛ و خود را به شتر ام المؤمنين عايشه مىرساند ، و سپس فرمان مىدهد شتر را پى كنند و در خاتمهء جنگ به هواداران جمل عفو عمومى ارزانى مىفرمايد و مىگويد در امانيد . امّ المؤمنين از اين پيش آمد اظهار ندامت و پشيمانى مىكند ، امام نيز اظهار پشيمانى كرده و هر دوى آنها آرزو مىكنند كه اى كاش بيست سال پيش از اين واقعه مرده بودند ! ! اما به قعقاع دستور مىدهد تا آن دو نفر را كه بر در خانهء عايشه زبان به بى حرمتى ام المؤمنين گشوده بودند به هر يك صد ضربه تازيانه بزند . و بالاخره سيف حديثى آورده كه دلالت مىكند قعقاع در نبرد صفين نيز شركت كرده ، و در خاتمه معاويه پس از عام الجماعه قعقاع را كه از دوستان و هواداران على بوده ، ضمن تبعيد ساير شيعيان على ، از كوفه ، به ايلياى فلسطين تبعيد كرده و دوست داران خود را به جاى آنها در كوفه ساكن ساخته است ، و سيف براى اينن نيز نامى ساخته و گفته است : به ايشان جا به جا شدگان در شهرها نام نهادند .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 263 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا