و بعد از آن روى هم به يك صد هزار تن انسان بالغ مىگردد .
در آن هنگام كه ابو بكر ، خالد بن وليد را فرمان مىدهد تا به شام عزيمت كند ، و فتح عراق را وسيلهء او نا تمام مىگذارد ، خالد گمان مىبرد كه عمر از نظر حسادتى كه با او داشته ابو بكر را به انجام نچنين دستورى وادار نموده است كه قعقاع به ياريش مىشتابد ، و با نصيحت ، سوء ظن او را نسبت به عمر ، به حسن ظن تبديل مىكند .
قعقاع در سپاه خالد از عراق به جانب شام حركت مىكند ، و با او در نبردهاى مصيخ بهراء ، مرج الصفر ، و قنات بصرى كه نخستين شهر شام است كه به دست سپاهيان عراق گشوده مىشود شركت مىكند ، و پس از آن در نبرد واقوصه شركت مىنمايد .
قعقاع در تمام اين نبردها به مناسبت شعر مىسرايد و حماسه و رجز مىخواند و آنها را به گنجينهء ادبيات عرب مىسپارد .
در نبرد يرموك خالد او را بر گردانى از سپاه عراق فرماندهى مىدهد . و او را مأمور حمله مىسازد و قعقاع فرمان مىبرد و اشعارى مىسرايد ، و در پايان نبرد تعداد كشته هاى روميان در نبرد واقوصه به يكصد هزار تن مىرسد .
در نبرد دمشق قعقاع ، و پهلوانى دير با كمندهايى كه بركنگرهء قلعهء دمشق انداخته اند بالا مىروند ، و كمندهاى سايرين را بر كنگره محكم مىكنند ، و به اين ترتيب بالا روندگان از ديوار قلعه ، با دژبانان به زد و خورد و نبرد مىپردازد تا موفق به گشودن در قلعه به روى سپاهيان اسلام مىشوند و شهر را مىگيرند ، و قعقاع اشعارى نيز در اين زمينه به مناسبت مىسرايد .
قهرمانى هاى قعقاع در دوران عمر
قعقاع سپس در نبرد فحل كه در آن هشتاد هزار تن رومى كشته مىشود شركت مىكند ، و دو حماسهء جاودان مىسرايد . و بعد از آن به سر كردگى سپاهى از شام به جانب عراق حركت مىنمايد تا به يارى سعد وقاص فرمانده كل قواى اسلام در نبرد قادسيه شركت جويد .