تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
در جنگ هاى فتوح ، ابو بكر قعقاع را به كمك خالد بن وليد فرماندهء كل قوا براى جنگ در منطقهء عراق مأمور مىكند ، و چون به ابو بكر خرده مىگيرند كه : آيا خالد را كه از تو سپاه و لشكرى كمك خواسته است ، تنها با اعزام يك مزد او را يارى مىدهى ؟ ! ابو بكر جواب مىدهد : سپاهى كه چنين گردى در آن باشد هرگز شكست نخواهد خورد ! قعقاع در جنگ ابله شركت مىكند ، و چون در مىيابد فرمانده سپاه دشمن كه براى نبرد با خالد به ميدان آمده ، در مقام نيرنگ به خالد است ، يك تنه به سپاه دشمن مىتازد ، و نقشه دشمن را نقش بر آب مىسازد . سپس قعقاع ، با خالد بن وليد در جنگ المذار ، و الثنى ، و الواجه ، و اليس شركت مىكند . در اليس خالد بن وليد براى اداى سوگندى كه خورده است ، سه شبانه روز اسيران جنگى را گردن مىزند تا از خون آنها رودى بسازد ! ولى خون بر زمين جارى نمىشود ، تا اين كه قعقاع و هم فكرانش به يارى خالد مىشتابند ، و به او ياد مىدهند تا بر روى خون آب روان سازد ، و به اين ترتيب سوگند خالد عملى مىشود و سه شبانه روز رودى عظيم از خون جارى مىگردد كه نان سپاهيان خالد ، وسيلهء آسيب هايى كه با اين رود خون به كار مىافتد تهيه مىشود . پس از فتح حيره ، خالد بن وليد ، قعقاع را به فرماندهى و حكومت مرزها مىگمارد ، و قعقاع رسيدى را كه خالد به خراج گذاران مىدهد گواهى و امضاء مىنمايد . هنگامى كه خالد به يارى عياض از حيره عزيمت مىنمايد ، قعقاع را به جانشينى خويش ، به حكومت حيره منصوب مىسازد . قعقاع در نبرد حصيد فرماندهى سپاه را به عهده مىگيرد ، و روزمهر سپهبد پارس را مىكشد ، و با ساير فرماندهان سپاه در نبردهاى مصيخ بنى البرشاء و فراض شركت مىكند . و در همين نبرد اخير است كه خالد بن وليد در پايان نبرد دستور مىدهد تا فراريان دشمن را از دم تيغ بگذرانند ، و به اين ترتيب تعداد كشته شده هاى پهنه نبرد