تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
رأس آنها عبد الله سبأ قرار داشت ، در همان شب جنگ تشكيل دادند ، و فرزند سبأ در مقام يك پيشواى دور انديش گزارش هاى لازم را به گوش سران مجمع رسانيد و متذكر شد نقشهء اهريمنى آنها نقش بر آب شده ، و دو سپاه كه به عنوان پيكار روياروى يك ديگر قرار گرفته اند ، صبح گاهان دست دوستى و آشتى با يك ديگر را مىفشارند ، و راه و چاره را از هر يك از رؤساى شيطان صفت يمانى چون خود را جويا مىشود ، و سر انجام نظر شيطانى خود را در ميان مىگذارد كه سبائيان بايد خود را در ميان دو سپاه جا زده و سحر گاهان بدون اين كه سران دو سپاه اطلاعى خاصل نمايند آتش جنگ را بر افروزند ، كه كنگرهء سبائيان اين رأى را مىپسندد و در پى اجراى آن متفرق مىشوند . سيف با زرنگى خاص خود ، اين كنگره را همانند كنگره اى قرار داد كه كفار قريش در دار الندوه و براى كشتن پيامبر خدا تشكيل داده بودند . در آن كنگره شيخ نجدى ( شيطان كه به صورت او در آمده بود ) نظر يكايك اعضاء كنگره دار الندوه را مىشنود ، سپس خود همهء آنها را رد كرده رأى خود را به اعضاء ارائه مىدهد . اختلافى كه در ميان اين دو كنگرهء شيطانى در دو زمان متفاوت به چشم مىخورد اين است كه كنگره دار الندوه به رهبرى شيخ نجدى مواجه با شكست مىشود و رسول خدا جان سالم به در مىبرد ، در صورتى كه در اين كنگره كه رياست آن را عبد الله سبأ به عهده داشته است نقشه هاى اهريمنانهء او عملى مىشود ، و بدون اين كه سران دو سپاه مضرى ، چون امير المؤمنين و عايشه و طلحه و زبير از آن اطلاعى پيدا كنند و يا قبلًا رضايت خاطر ايشان جلب شده باشد دو سپاه را در دل شب به جان يك ديگر مىاندازند ، و جنگ برادر كشى ، و آتش اختلاف و نفاق را بين جامعهء مسلمين دامن مىزنند ! نتيجهء طرح چنين داستانى ، با چنان ريزه كارى هايى كه از هر حيث و هر جهت با سياست قدرت مطلقهء روز هماهنگى داشته اين مىشود كه گناه خون هايى كه در چنان جنگ خانمان بر انداز و چندش آور بر زمين ريخته شده است تماماً و تنها به گردن عبد الله بن
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 247 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا